X
تبلیغات
« دنیای فیلم و بازیگران »

« دنیای فیلم و بازیگران »
وبلاگ جامع از هنرمندان و مطالب هنری و ... 
قالب وبلاگ


جایزه بزرگ جشنواره کن به فیلم واقعیت به کارگردانی «متیو گارونه» رسید. لیلا حاتمی این جایزه

را به گارونه تقدیم کرد.

منبع: الف نیوزہ


برچسب‌ها: لیلا حاتمی, حاتمی, لیلا, عکس, عکس های لیلا حاتمی, عکسهای لیلا حاتمی, عکس های حاتمی, عکس های لیلا حاتمی در جشنواره کنلیلا حاتمی در کن, کن 2012
[ یکشنبه 14 خرداد1391 ] [ 7:37 ] [ رضا پورکریمان ]

 ایرج قادری درگذشت
 

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۰:۰۱
ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران در سن ۷۶ سالگی دار
فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار ما، این بازیگر سینما سال ۱۳۱۴ در تهران به دنیا آمده بود،
شامگاه شنبه ۱۶ اردیبهشت درگذشت.

او در سال های اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و از فروردین
سالجاری در بیمارستان مهراد تهران بستری بود.

طی هفته های گذشته این کارگردان به کما رفته بود از چند روز پیش ملاقات با او
ممنوع شده بود.

او که تحصیلاتش را در رشته پزشکی و داروسازی نا تمام گذشته بود، سال ۱۳۳۴
برای نخستین بار در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان بازی کرد.

قادری طی سال های فعالیتش در بیش از ۷۰ فیلم به عنوان بازیگر مقابل دوربین رفت.
در کارنامه کاری او کارگردانی بیش از ۴۰ فیلم سینمایی نیز دیده می شود.

آخرین فیلم این کارگردان «شبکه» نام داشت که همچنان در انتظار نوبت اکران است.

برچسب‌ها: قادری, ایرج قادری, ایرج قادری درگذشت, قادری درگذشت, خبر درگشت ایرج قادری, تائید خبر درگشت ایرج قادری, کارگردان فیلم آکواریوم درگذشت, ایرج قادری بازیگر و کارگردان سینما درگذشت, تمراسم شیع جنازه ایرج قادری
[ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 ] [ 11:41 ] [ رضا پورکریمان ]

ايرج قادري ممنوع‌الملاقات شد

ايرج قادري ممنوع‌الملاقات شد

من و ایرج آن قدر اندوخته داریم که نیازمند به کمک کسی نباشیم ولی واقعا

باعث تعجب است که آقایان مسوول برای کمک به یک بیمار سرطانی یک سقف
مالی 5 تا 10 میلیونی گذاشته‌اند.

تنها کسی که در تمام این سال‌ها در کنار ایرج قادری حضور داشته و تمام تلاش
خود را برای سلامتی وی انجام داده، همسرش تهمینه اطمینان مقدم است. این زن
که این روزها هم تمام اوقات خودش را در بیمارستان در کنار همسرش می‌گذراند
آن قدر از دست برخی اظهارنظرات عجیب و غریب مرتبط با وضعیت
ایرج قادری
ناراحت بود که به سختی حاضر شد درباره اوضاع همسرش توضیحاتی کوتاه بدهد.

به گزارش شبكه ايران این بانو در بخشی از گفته‌های خود با انتقاد از مسوولانی که
ادعا کرده‌اند هزینه‌های درمان
ایرج قادری را هر چقدر هم که باشد پرداخت می‌کنند،
گفت: «آن قدر پس انداز داریم که نیازمند کمک کسی نباشیم. آنهایی که ادعای کمک
به
ایرج قادری را دارند اگر می‌خواستند زودتر از اینها و در طی این چهار سالی که
ایرج با سرطان دست و پنجه نرم می کند، به ما کمک می‌کردند.»

همسر
ایرج قادری با اشاره به اینکه برای تامین هزینه‌های ایرج قادری سقف گذاشته
شده، گفت: «ببینید باز هم می‌گویم من و ایرج آن قدر اندوخته داریم که نیازمند به کمک
کسی نباشیم ولی واقعا باعث تعجب است که آقایان مسوول برای کمک به یک بیمار
سرطانی یک سقف مالی 5 تا 10 میلیونی گذاشته‌اند. انگار آقایان خبر از هزینه‌های
کمرشکن بیماران سرطانی ندارند.»

اطمینان مقدم ادامه داد: «در تمام مدتی که ایرج با بیماری سرطان دست به گریبان
است او را روی سرم گذاشته‌ام و حتی نگذاشته‌ام بسیاری از نزدیکان مشکل او را
بفهمند. باز هم کنارش هستم و تا آخرین لحظه خدمتش را می‌کنم. از آنها که ادعای
کمک دارند هم می‌خواهم به فکر هزاران هزار بیمار سرطانی دیگری باشند که در
جامعه ما وجود دارند.»

اين در حالي است كه از هفته گذشته پزشكان ملاقات كارگردان قديمي سينماي ايران
را ممنوع كردند.

منبع: عصرایران


برچسب‌ها: ایرج قادری, قادری, ایرج قادری بازیگر و کارگردان سینما, کارگردان فیلم آکواریم در بیمارستان
[ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 15:50 ] [ رضا پورکریمان ]

از اونجایی که همچنان به خاطر جایزه اسکار شادمان هستیم


این پست مطلب سینمایی رو هم بیشتر اختصاص دادم به این موضوع .


این اتفاق اونقدر بزرگ و افتخار آمیزه که هرچقدر هم بهش پرداخته بشه کمه...


در زیر پیام های تبریک افراد معروف, هنرمند , ورزشکارو... رو گذاشتم که با اینکه

طولانی هستند ولی خوندنشون خالی از لطف نیست... قبلا هم به نوعی به اونها پرداخته

بودیم ، ولی اینبار یکم متفاوت تر هستش ...


امیدوارم لذت ببرید و همینجوری از کنارشون رد نشید...

برای مطالعه ی این پست مطلب به  ادامه مطلب   مراجعه بفرمایئد .


برچسب‌ها: تبریک به اصغر فرهادی, نامه های اصغر فرهادی, چه کسانی به اصغر فرهادی تبریک گفتند, افرادی که به فرهادی تبریک گفتید, اسامی کسانی که به اصغر فرهادی تبریک گفتید
ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ 3:46 ] [ رضا پورکریمان ]


 

بازگشت اصغر فرهادی از جشنواره فیلم اسکار

بازگشت اصغر فرهادی از جشنواره فیلم اسکار

۱۳۹۰ شنبه ۲۰ اسفند

تصاویر اصغر فرهادی کارگردان سینمای ایران پس از دریافت

جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی برای فیلم

جدایی نادر از سیمین بامداد شنبه ۲۰ اسقند وارد تهران شد.

































 


برچسب‌ها: عکس اصغر فرهادی, عکس های بازگشت اصفر فرهادی در فرودگاه امام خمینی, اصغر فرهادی در فرودگاه, اصغر فرهادی از پاریس بازگشت, عکس بازگشت اصغر فرهادی از مراسم اسکار
[ جمعه 26 اسفند1390 ] [ 2:32 ] [ رضا پورکریمان ]

«جدایی نادر از سیمین» نوروز از تلویزیون پخش می‌شود

«جدایی نادر از سیمین» نوروز از تلویزیون پخش می‌شود


طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، قرار است این فیلم سینمایی

روز پنج‌شنبه ۱۰ فروردین‌ماه روی آنتن برود.


فارس: فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در ایام نوروز از شبکه یک
صدا و سیما پخش می‌شود.

تلویزیون اقدام به خرید فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» کرده و قرار
است این فیلم سینمایی که به تازگی جایزه اسکار را از آن خود کرده، در ایام
نوروز روی آنتن شبکه یک سیما برود.

بنا بر این گزارش، طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، قرار است این فیلم
سینمایی روز پنج‌شنبه ۱۰ فروردین‌ماه روی آنتن برود.

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی ساخته
شده و پیمان معادی، لیلا حاتمی، ساره بیات و شهاب حسینی از بازیگران
اصلی آن به شمار می‌رود.

«جدایی نادر از سیمین» روایت یک زوج است که میان ماندن و رفتن از ایران
سردرگم هستند.

این فیلم به تازگی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را از آن خود کرده است.


برچسب‌ها: فیلم جدایی نادر از سیمین عید پخش خواهد شد, فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین 10 فرودین 91 پخش , فیلم جدایی نادر از سیمین
[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 7:30 ] [ رضا پورکریمان ]

چه کسانی به فرهادی تبریک گفتند؟ متن + تبریک ها

 

در پی کسب اسکار بهترین فیلم خارجی هشتاد و چهارمین مراسم جایزه اسکار،
بسیاری از هنرمندان، اهالی سینما و فرهنگ، مسئولین فرهنگی، سیاستمداران
و اصحاب رسانه به فرهادی تبریک گفتند.

m_lobat: این روزها من هم چون بسیارانی که از شادی سر از پا نمی شناسند،
همواره در پی آنم که برای خدمتی که اصغر فرهادی به فرهنگ و هنر ایرانی کرد،
کاری کنم. در حد توان کمی که در رسانه دارم، کرده ام؛ اما اینجا در آزادنگار
چیزهایی را می گذارم که به دلم نزدیک تر است. حتی خبر اسکار گرفتن فرهادی
عزیز را هم، آنِ گرفتن، در همین صفحه آزادنگارم آوردم که در عین ناباوری، اسلاید
شو صفحه اصلی هم شده بود دیروز. با اینکه فضای نوشتن کم ندارم، کم یا زیاد،
نوشتنِ اینجا برای من چیز دیگریست. حال دیگری دارد. در هر حال این کم ترین
است برای فرهادی، که بگردم و تبریک های کسان بی شمار را بیابم و همه را گرد
بیاورم در این پست. هر چند آنقدر صدای این رخداد بلند است که نیازی به گشتن
نیست. حتی آنها هم که تا دیروز، گوش هاشان را گرفته بودند که صدای افتخار
آفرینی این فیلم را نشنوند؛ شنیدند و در اندازه های خودشان، با خوشی و نا
خوشی، چیزی گفتند و کاری کردند. مولایم علی می فرماید: قدر الرجل علی قدر
همته:ارزش مرد به اندازه همت اوست. و جناب حافظ هم آن را آورده که: ... فکر
هر کس به قدر همت اوست. خداوند حال ناخوشان را به گرداند.

پس تبریک ها را می آورم در پی که تو بخوانی. این تو هم فرهادی است. هم
آن ها که دست به او دادند تا فیلم بر پرده بیافتد و هم تو که به من سر می زنی.
این تو، همه ایران است.

بهمن فرمان‌آرا:
«وقتی به دبیرستان می رفتم رادیو برنامه‌ای داشت به‌نام «بیایید با هم دنیای
بهتری بسازیم» و مجری این برنامه «دکتر بنی احمد» بود که درباره روان‌شناسی
کودک صحبت می کرد. امروز صبح که «اصغر فرهادی» برای دریافت جایزه اسکار به
عنوان بهترین فیلم خارجی روی صحنه رفت...
... در میان کف‌زدن‌های زیاد کارگردان برنامه اسکار کلوزآپی از «سارینا فرهادی» که
اشک شوق صورتش را خیس کرده بود، نشان داد و با خود گفتم که چهره «سارینا»
تصویر دل تمام آنهایی است که سربلندی سینمای ایران را می خواهند، حتی من
پیرمرد هم دلم لرزید. موفقیت هر هم‌میهنی در هر زمینه‌ای اسباب غرور برای همه
ملت می شود و فرهادی با بردن جایزه اسکار سینمای ایران را بر بال شوق به
آسمان هفتم برد و می دانم با هوش و ذکاوتی که در او سراغ دارم او حداکثر استفاده
را از این پیروزی برای پیشبرد حرفه‌اش خواهد کرد. نوش‌جانش و هزاران دعای خیر
پشتیبانش!
این موفقیت مثل سکه‌ای می ماند که مثل هر سکه‌ای دیگر دو رو دارد و فرهادی
یک روی آن را با فیلم فوق‌العاده‌اش تصویر کرده است. اما روی دوم بعد از تبریکات
مکرر برعهده ماست و هرکدام از ما سعی می کنیم در کارمان موفق باشیم.
درمورد سینمای ما باید دید مسوولان سینما از این فرصت طلایی چه استفاده‌ای
می کنند و اینجاست که برمی گردم به اسم آن برنامه‌ای که در شروع آوردم. از آنجا
که من تا اطلاع ثانوی خود را بازنشسته کرده‌ام این‌قدر امروز به خاطر این دوست
جوان مسرور و سرحال هستم که برای مسوولان سینما چند پیشنهاد ساده دارم:
1- «خانه سینما» را به اصناف سینما پس دهید و بعد از تغییر آن دو بند اساسنامه
که قبول ندارید، بگذارید که اصناف مختلف سینما، هیات‌مدیره خانه سینمای خود
را انتخاب کنند.
2 – حکم ممنوع‌الکاری و ممنوع‌الخروجی جعفر پناهی را لغو کنید و بگذارید این
کارگردان مهم سینمای ایران بار دیگر به ساخت فیلم برگردد.
در خاتمه از شما دعوت می کنم به میمنت و مبارکی این موج شادی سینمای ایران
بیایید با هم سینمای کشورمان را دور از تسویه‌حساب‌ها و دشمنی های بی اساس
به عنوان یک پدیده افتخارآمیز بستاییم و سد راه پیروزی های آینده‌اش نشویم.»

داریوش مهرجوی:
«با شنیدن خبر اسکار «جدایی» بسیار خوشحال شدم و این جایزه مثل همان
گلی بود که در بازی های مقدماتی جام‌جهانی در دروازه‌های آمریکا و استرالیا
کاشتیم. به «اصغر فرهادی» و گروه «جدایی نادر از سیمین» تبریک می گویم به
خاطر بازی های درخشان و فیلم خوش‌ساختی که به نظرم از بهترین‌های تاریخ
سینمای ایران است. امیدوارم این فیلم در همه جای دنیا مخصوصا آمریکا و کانادا
به‌خوبی دیده شود و مردم، هرچه بیشتر در سراسر جهان آن را ببینند تا با فرهنگ
و خصوصیات ویژه مردم سرزمین ما آشنا شوند.»

رخشان بنی‌اعتماد:
«اصغر فرهادی اولین جایزه اسکار را برای سینمای ایران گرفت، اما افتخاری
بالاتر از یک جایزه به ملت ایران داد. کاش زمانی که این جایزه در موزه
سینمای ایران جای می گیرد، برای ثبت در تاریخ، گفته‌های اصغر فرهادی
کنار آن نوشته شود. نوشته شود تا بازخوانی و به یادها سپرده شود که در
زمانه واهمه‌های پنهان از واژه‌های تحریم و تهدید و جنگ، در سحرگاه هشتم
اسفندماه 1390، سینمای ایران توانست با زبان هنر، پیام صلح‌خواهی ملت
خود را به جهان اعلام کند.»


جواد شمقدری:
«با موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» در اخذ اسکار، ذائقه جامعه
سینمای ایران که در جشنواره سی‌ام فجر شیرین شده بود، کامل شد.
این جایزه گواهی دیگر بر آغاز فصل جدید سینمای ایران است که در قالب
سازمان سینمایی به افق‌های بلندتری می اندیشد. قضاوت آمریکایی در
مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد و رای دهندگان آکادمی اسکار در
مقابل لابی صهیونیستی که بر طبل جنگ می کوبد واکنش متفاوتی نشان
دادند و این ترک آغاز فروپاشی استیلای لابی صهیونیستی بر جامعه و همه
نهادهای آمریکایی است. امروز غرب تشنه چشیدن معنویت و طعم اخلاق
و تجربه محبت، عاطفه و رفتار انسانی است. زخم‌های شیطانی نیاز به
مرهم الهی دارد و سینمای ایران در پرتو فرهنگ اسلامی پاسخگوی این
نیاز است. موفقیت آقای فرهادی در دریافت جایزه اسکار حلقه‌ای از
موفقیت‌های ملت بزرگ ایران است که آن را به وی و گروه همکارش و
سینمای ایران و همه سینما دوستان ایرانی تبریک می گویم.»

(افزوده شده در: سه شنبه, 9 اسفند 1390 | 14:28:15)

محمد بزرگ‌نیا:
«ممنون آقای فرهادی که در این زمستان سرد برای ما ایرانیان گرما و شادی
آوردی، ممنون که سینمای ایران را به اوج رساندی و ممنون که افتخارات
سینمای ایران را کامل کردی.»

جعفر پناهی:
«تبریک و تشکر از اصغر فرهادی که با اولین جایزه اسکار برای سینمای
ایران، احساس امید و شادی را به ارمغان آورد. سپاس از خانواده و
«خانه سینما» که نام ایران را با هنر و هنرمندی در جهان پرآوازه کرد.»

خانه سینما (هیات مدیره و مدیرعامل خانه سینما):
«اصغر فرهادی کارگردان ارزشمند سینمای ایران دریافت جایزه اسکار بهترین
فیلم خارجی از هشتاد و چهارمین دوره مراسم‌ آکادمی را به شماهمکاران
هنرمندتان خانواده سینمای ایران و ملت بزرگ ایران تبریک می گوییم شادی
توصیف‌ناپذیر ما نه فقط از دریافت این جایزه که از ادب هنرمندانه شما در
تقدیم آن به مردم دوست‌داشتنی و صلح‌دوست ایران است که چنین هنرمندان
بزرگی را در دامن فرهنگ و معرفت خویش پرورده است مشتاقانه در انتظار
بازگشت شما به سرزمین غنی از فرهنگ کهنی هستیم که دستمایه‌های
اصلی آثارتان را ازسرچشمه‌های آن بر می گیرید.»

مریلا زارعی:
«دوباره یک شب دیگر بی خوابی را همراه با میلیون‌ها علاقه‌مند در صندوق
خاطرات‌مان به یادگار گذاشتیم. شبی که بهانه‌گیران در کمین بودند و ما در
اضطراب کسب جایزه یا عدم دریافتش... خدارو شکر می کنم که این اتفاق
برای اولین بار در این سینما افتاد و نسل ما با همه ناامیدی های رنگارنگش
شاهد این اتفاق تاریخی بود. آرا و نظرات برخی حول این محور دور می زد
که اسکار یک جشنواره سیاسی است و دشمنان بنا بر کژاندیشی های
همیشگی شان و بنا به مصلحت خود جوایز را تقسیم می کنند... اما نکته
جالب اینجاست که در این سیاسی بازی ها و سیاسی کاری ها به یک
هنرمند ایرانی که صاحب اندیشه است، توجه می شود و مهم‌تر اینکه به او
اجازه داده می شود که به نمایندگی از مردمش پیام انسان‌دوستی و
صلح‌طلبی شان را به گوش جهانیان برساند. پیامی که ما طی روزهای
سخت این روزها فریاد می زنیم. در این رفت و آمدهای نمایندگان آژانس و
نادیده گرفتن حق کشورمان برای دسترسی به تکنولوژی بهتر چه دلچسب
است یک نماینده از سینمای ایران در مقابل میلیون‌ها انسان در سراسر
جهان فریاد برمی آورد که ما؛ ملت ایران؛ چگونه ملتی هستیم و بار دیگر
فرهنگ و تمدن این مردم را یادآور می شود. در زمانه‌ای که هالیوود تمام
تلاش خود را برای تخریب فرهنگ و تمدن ما به‌کار گرفته و از هیچ تخیلی
برای فرو ریختن تمدن پر قدمت ایران‌مان فرو‌گذار نیست؛ چه زیباست که
سینما و سینماگرش بر عنصر لیاقت تکیه کند و به جهانیان تفهیم کند که
این مردم متمدن و با فرهنگ همیشه و همیشه پاینده‌اند... با وجود اینکه
چند روز نیست که از روزه سکوتی که قصد کرده بودم؛ نگذشته؛ نتوانستم
بر قول خود پایبند بمانم و خود را ملزم به نوشتن این چند خط کردم... شاید
دلیلش موفقیت بی نظیر اصغر فرهادی بود که امیدوارم باز هم تکرار شود.
در آخر با چهره‌ای منبسط و دلی آکنده از شوق و امید و انگیزه‌ای چند هزار
برابر برای اعتلای هنر کشورم؛ این موفقیت را به همه مردمم و به همه
کسانی که تمام قد به احترام پرچم سه رنگ کشورم ایستادند و اشک
شوق ریختند؛ تبریک می گویم. پاینده باد ایران و جاودان خون همه شهدای
که برای اثبات حقانیت این مردم و دفاع از خاک‌مان ما را تنها گذاشتند... .»

امین تارخ:
«دیشب مراسم را دنبال کردم و از تماشای آن لذت بردم، دریافت این جایزه
بسیار غرورآفرین است گرچه ممکن است برای بسیاری این جوایز اهمیت
نداشته باشد اما من پس از شنیدن نام کشورم احساس کردم غرور ملی ام
اقناع شد. تبریک فراوانی به آقای اصغر فرهادی می گویم که این جایزه‌ دلچسب
را برای سینمای ایران به ارمغان آورد. از سوی دیگر به مردم ایران تبریک می گویم
و اعتقاد دارم این درخشش‌ها در سینمای ایران ماندگار است و این فیلم نقطه‌
عطفی در تاریخ ایران به شمار می رود. این فیلم نشان داد که ما نقاط قوت
بسیاری را در سینمای ایران داریم. فرهادی توانست این نقاط قوت را بالفعل کند.
سینمای ایران بدون تکیه بر تکنولوژی، محتوای اکشن یا سرگرمی صرف توانسته
در جهان مطرح شود و فروش 10‌میلیون‌دلاری جدایی نادر از سیمین می تواند
به معنای ورود سینمای ایران به عرصه‌ جهانی باشد.»

محمد خزاعی ـ دبیر جشنواره فیلم فجر ـ :
«... و باز هم نام ایران. باز هم فرهنگ با تمدن ایران زمین و باز هم غرور ملی
و آوازه خوش هنر ایران بر تارک سینمای جهان. و باز هم اصغر فرهادی. این بار
افتخار بزرگ ملی در مهمترین رویداد فرهنگی جهان. اصغر فرهادی که خود فرزند
سینمای ایران اسلامی است و فرزند همین خاک با تمدن، افتخاری دیگر را برای
سینمای ایران به ارمغان آورد، تا مردم این سرزمین، بار دیگر در فضای غبار آلود
و سیاست زده جهان، بدرخشند و نام کشورشان بر بلندای رویداد فرهنگی
جهان به صدا در بیاید. فرهادی عزیز... همان روزهای خوشحالی مردم برای کسب
افتخار مهم در مراسم جهانی گلدن گلوب، آرزو کردیم تا در دم دمای صبح
زمستانی نود، افتخار دیگری را برای مردم کشورت رقم بزنی و تو امروز با اقتدار
کامل میان چشم‌های سیاست‌زده صهیونیسم و آمریکا، نام ایران اسلامی و
ایرانی را پرآوازه‌تر کردی و نشان دادی رسالت فرهنگی که بر دوش تو به عنوان
یک فیلمساز مسلمان و همکارانت بود، به خوبی به سرانجام رسید. این
خوشحالی مردم ارزشمندتر از همه جوایزی است که گرفتی. همان خوشحالی
رشک برانگیز که در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ریشه کرد تا این نهال رسیده
امروز، بر سینمای جهان خودنمایی کند و نام ایران اسلامی پیش‌تر از نام‌های
دیگران بیاید. باز هم دستانت را می فشاریم و آرزوی موفقیت‌های بیشتر برای
تو و سینمای ایران داریم و به خانواده بزرگ سینمای ایران تبریک می گوییم.»

سیداحمد میرعلایی، مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی:
« مدیریت بنیاد سینمایی فارابی کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان
را به اصغر فرهادی دست اندرکاران فیلم جدایی نادر از سیمین، اهالی سینما،
ریاست محترم سازمان سینمایی و تمامی مردم فرهنگ دوست کشور تبریک
می گوید. خوشحالیم که سینمای ایران توانست بار دیگر مرز های جغرافیایی
را در نوردیده و یکی از مهمترین جوایز جهانی را به خود اختصاص دهد. با دریافت
این جایزه، مفتخریم که هم اکنون سینمای نوین ایران که بعد از انقلاب اسلامی
شکل گرفت با تاسی از فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی توانست اکثر جوایز مهم
جهانی را دریافت کند. جدایی نادر از سیمین اثر ارزشمندی در سینمای ایران بود
که ابتدا در جشنواره فیلم فجر سال گذشته مطرح شد و به نوعی با دریافت جایزه
از فجر، حرکت افتخار آمیز خود را در سینمای دنیا آغاز کرد و دنیا را تحت الشعاع
قرار داد. جدایی نادر از سیمین طی فرآیندی کارشناسی شده توسط جمعی از
سینماگران کشور که بنیاد سینمایی فارابی آن ها را گرد هم آورده بود، به عنوان
نماینده سینمای ایران به اسکار معرفی شد و ثابت کرد که نماینده ای شایسته
برای سینمای کشور است و مرزهای تازه ای را در مقابل سینمای ایران گشود،
کسب خرس طلایی برلین، گلدن گلوب، جایزه سینمایی سزار و در نهایت اسکار
در کنار فروش چشمگیرجهانی، نشان دهنده حضور درخشان این فیلم شایسته
در سینمای جهان است. بار دیگر موفقیت این فیلم را به تمامی مردم ایران زمین
تبریک و تهنیت می گوییم.»

علی معلم:
«از تندیس حافظ و سیمرغ خودمان تا بالن طلایی (نانت)، پلنگ طلایی (لوکارنو)،
نخل طلایی (کن)، شیر طلایی (ونیز)، خرس طلایی(برلین) و هزاران مجسمه‌ی
طلایی و نقره‌ای دیگر تا اسکار 2012 برای فیلم جدایی، سینمای نجیب و مستقل
ایران، با کمترین امکانات فنی و مادی بیشترین افتخارات را آفریده است. اینکه
صنعت سینمای نحیف ایران توانسته در عرصه‌ی رقابت‌های جهانی موفقیت‌های
اصلی و اصیل کسب کند دستاورد کمی نیست. و در میان این هیاهو و خرسندی
جایزه‌ی اخیر از یاد نبریم نقش پیشگامان بین‌المللی سینمای ایران در این راه را،
از مهرجویی و نادری و کیارستمی و مجیدی تا اصغر فرهادی. و از یاد نبریم سویه‌ی
دیگر سینمای مستقل ایران را، که راه به جهان نبرد اما اصیل ماند و زبان ایرانیان
بود در مفاهمه ملی. ای کاش سینمای ما در آینده علاوه بر این موفقیت‌ها، راه
خود را از درون فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی به سوی افکار مردمان دهکده‌ی
جهانی عمیق‌تر بیابد و عمق اندیشه‌ی حافظ و مولانا و سعدی و دیگر گذشتگان
و فرهیختگان ما دست پیدا کند.»

علیرضا امینی :
«من 13 ـ 14 سال قبل دانشجوی تئاتر بودم. آن زمان یکی از دوستانم گفت
که تئاتری به نام "ماشین‌نشین‌ها" در تالار مولوی روی سن می رود که نمایش
جالبی است. وقتی به توصیه دوستم برای دیدن این نمایش رفتم، دیدم که
لاستیکی وسط سن قرار دارد و دو بازیگر در کنار آن به زیبایی نقش آفرینی
می کنند؛ آن دو بازیگر اصغر فرهادی و پریسا بخت‌آور، همسرش بودند. اولین
دیدارم با اصغر فرهادی به همان نمایش "ماشین‌نشین‌ها" در تالار مولوی
برمی گردد. از همان زمان نام "اصغر فرهادی" در ذهن من حک شد. حدود
یک سال پس از آن ماجرا، فرهادی در کسوت استاد به دانشگاه ما آمد و با
او یک ترم دانشگاهی درس داشتم. سومین دیدارمان هم زمانی بود که
ایشان می خواست سریالی برای عید بسازد و من را به‌عنوان بازیگر این
سریال انتخاب کرد؛ البته نه او آن سریال را ساخت و نه من بازی کردم. این
اتفاقات شیرین جلوتر رفت تا اینکه دوستی مان که از زمان دانشگاه آغاز شده
بود در جشنواره فجری که او «رقص در غبار» و من «نامه‌هایی در باد» را داشتیم،
بیشتر شد. این خاطره را نوشتم تا بگویم خوشحالم که اصغر فرهادی جایزه
اسکار را گرفت اما یادمان باشد که این جایزه حاصل بیست سال تلاش،
کوشش، رنج و زحمت اوست. ابتدا باید به دلیل همین ثابت‌قدمی به عنوان
یک دوست از صمیم قلب به او تبریک بگویم چرا که با چشمان خودم تلاش
شبانه‌روزی اش را مشاهده کردم. داستان او داستان مردی است که زحمت
کشید تا کلکسیون افتخارات کشورش در عرصه سینما را پربارتر کند و شادی
را برای مردم به ارمغان آورد. باید دریافت اولین اسکار سینمای ایران را ابتدا به
هنرمندان این عرصه و سپس به مردم ایران تبریک بگویم. فرهادی با این جایزه
راه را برای جهانی شدن سینمای ایران هموار کرد.»

هاشم میرزاخانی، مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران:
«اصغر فرهادی به مانند بسیاری از بزرگان سینمای امروز ایران فیلم‌سازی را از
انجمن سینمای جوانان ایران و از دفتر اصفهان آغاز کرد. وی در سال 1365 به
عنوان هنرجو وارد انجمن سینمای جوانان شد. سه فیلم کوتاه دنیای دیوارها،
رادیو و ماجراهای آقای فیلم‌ساز حاصل دوران تحصیل و بعدها، همکاری او با
دفتر اصفهان است. فرهادی همچنین فیلم‌نامه‌هایش را طی سال‌های 70 تا 71
در بولتن داخلی انجمن به چاپ می رساند. وی امروز بر بلندای قله‌های
سینمای جهان، به همراه بزرگان تاریخ سینما ایستاده است. افتخاری بزرگ
برای ملت، فرهنگ و سینمای ایران. اینجانب و خانواده‌ی انجمن سینمای
جوانان ایران به عنوان بخشی مهم و سرنوشت ساز از بدنه‌ی سینمای
کشور، این موفقیت بزرگ را به سینمای ایران و اصغر فرهادی تبریک می گوییم
و همراه میلیون‌ها ایرانی امیدواریم این موفقیت مثال اولین گام‌های فرهادی در
انجمن سینمای جوانان ایران پویا و مستدام به فردایی پربارتر و با شکوه‌تر راهی
شود.

(افزوده شده در: سه شنبه, 9 اسفند 1390 | 16:22:58)

انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر:
«خبرهای دم سحر، معمولا خبرهای خوبی نیستند؛ اما این بار “اصغر فرهادی”
قاعده شوم خبرهای سحرگاهی را بر هم زد و در نخستین ساعات بامداد
هشتم اسفند یک هزار و سیصد و نود خورشیدی، هدیه ای به هموطنانش داد
که در ذهن تاریخی اهل این سرزمین همواره خواهد درخشید؛ از او سپاسگذاریم
و از درگاه یزدان بخشاینده طلب آن داریم که این توفیق موجب تداوم فعالیت های
هنری او در سرزمین مادری اش شود. ایران و ایرانی همواره سرافراز باد.»

جامعه صنفی تهیه کنندگان فیلم سینمایی:
«روز باشکوه برای سینمای ایران در هشتاد و چهارمین دوره اسکار رقم خورد
و ( جدائی نادر از سیمین ) جایزه بهترین فیلم خارجی را برای اولین بار در
تاریخ سینمای ایران به ارمغان آورد. جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای
ایران کسب افتخار هنری ملی را که با پیام شیوای اصغر فرهادی ارزش
افزونتر یافت به همه ایرانیان تبریک می گوید.»

کانون کارگردانان سینمای ایران:
«اصغر فرهادی عزیز... حضور شما در مراسم اسکار نشان دادکه سینمای
ایران سفیر صلح و دوستی ملت ما، با دیگر ملت ها است. کسب اسکار
بهترین فیلم خارجی افتخار بزرگی برای شما و سینمای ایران است.
صمیمانه به شما و همه همکارانتان در ساخت فیلم «جدایی نادر از سیمین»
تبریک می گوییم.»

علیرضا رئیسیان:
به اصغر فرهادی عزیز... که صدای سینمای مستقل ما را به اوج رساندی...
تبریک بر تو»

رضا کریمی- آزیتا موگویی:
«در این برهه از تاریخ سرزمین مان شما و فیلمتان از اسکار بزرگ تر بودید.
همیشه شاد، آزاده و پاینده باشید.»

موسسه هدایت فیلم:
«هنرمند گرامی، جناب آقای اصغر فرهادی، کسب جایزه جهانی اسکار و
موفقیت های پی در پی را به جنابعالی و دست اندرکاران فیلم «جدایی
نادر از سیمین» صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نماییم.»

بنیاد سینمایی فارابی:
«اصغر فرهادی عزیز، هنرمندیت در «جدایی نادر از سیمین» بار دیگر
نام سینمای نجیب و انسانی ایران را در دنیا مطرح کرد. موفقیت های
پی در پی شما در کسب جوایز معتبر جهانی را صمیمانه تبریک می گوییم.»

(افزوده شده در: سه شنبه, 9 اسفند 1390 | 16:35:29)

احمدرضا درویش:
«بار دیگر نام ایران در جهان طنین‌انداز شد. این بار نه در رقابتهای متعارف و
نه در آوردگاههای سیاست که در عرصه‌ی خیال، در جایگاه ِ کلمه و در صحنه‌ی
سینما از «ایران» گفته شد، از راز ِ ماندگاریش و از فرهنگ و تمدنش. فرهادی
عزیز تو با همتی ستودنی، لبخند و غرور را به مردم ایران پیشکش و منادی
آرمانهای آنان در جهان شدی. در توصیف ِ این دست‌آورد ِ بزرگ همان بس که
رنگین‌کمانی به وسعت ِ همه‌ی ایرانیان، بی‌مرز و بی جناح به آوازه‌ی نام و عزم ِ
بلندت می بالند. به راستی مرور ِ رویداد ِ هشتم اسفند در تقویم تاریخ، برای
آیندگان چه خواندنی ست. شهد دریافت نشان اسکار به کام ِ همه‌ی ایرانیان
گوارا و نام «اصغر فرهادی» بر تارک فرهنگ و هنر سرزمینمان جاودان باد.»

انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس:
«موفقیت شما را در راستای پیروزی های چشمگیر فرزندان برومند این مرز و بوم
در عرصه های علمی، پزشکی و هسته ای می دانیم و آن را افتخاری برای همه
ایرانیان نجیب و با اخلاق می شناسیم. برایتان سلامتی و موفقیت روز افزون
آرزومندیم.»

شرکت سینمایی فدک فیلم – سعید سعدی، وحید معدنی،
مهدی همایونفر:

«اعتلای سینمای ایران با فیلم جدایی نادر از سیمین در سطح اول سینمای
جهان برای کلیه هنرمندان مایه افتخار و عزت است، این حلاوت و شیرینی
بر تمیمی هنرمندان و سینماگران خصوصا اصغر فرهادی عزیز مبارک باد.»

پدرام اکبری – یدالله صمدی:
«اصغر فرهادی عزیز و گرانمایه، دیگر تردیدی نداریم که خدا عاشق ماست... چرا
که با موهبتی یگانه و ارزشمند در پهنه ی هماوردی هنری و جهانی، دیگر بار
لایقمان دانست. کمترین سپاس و شادمانی مان، بوسه هایی است که بر
دستان توانمند تو و یارانت نثار کنیم»

بهنوش بختیاری – محمد رضا آریان:
«هنرمند گرامی، جناب آقای اصغر فرهادی، کسب جایزه اسکار و موفقیت های
پی در پی را به جنابعالی و کلیه دست اندرکاران فیلم همیشه به
یادماندنی تان صمیمانه تبریک می گوییم.»

شورای مرکزی کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران:
«نخستین اسکار، بر سینمای ایران و اصغر فرهادی مبارک»

(افزوده شده در: چهارشنبه, 10 اسفند 1390 | 09:56:50)

انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم (دوبلاژ ایران):
«بار دیگر «جدایی» قلب های مارا به هم پیوند زد. جناب آقای اصغر فرهادی،
هنرمند گرانقدر و افتخار آفرین سینمای ایران، کسب اولین و معتبرترین جایزه
بین المللی سینمایی «اسکار» که باعث سربلندی و درخشش نام ایران و
ایرانی در سراسر عرصه پهناور گیتی و جهان سینما شد را به شما و همکاران
گرانمایه و هنرمند شما در فیلم «جدایی نادر از سیمین»، اهالی محترم
سینمای ایران و مردم هنردوست و هنرپرور ایران زمین تبریک و تهنیت عرض
نموده و سربلندی روزافزون ایران و ایرانیان را از خداوند منان خواستاریم.»

امیر آقایی:
«این جایزه هیچ ربطی به کلیت سینمای ایران ندارد و فقط و فقط برای شخص
اصغر فرهادی است و حالا به او می گویم که: اصغر فرهادی عزیز! سربلند بمانی
که سربلندمان کردی در دنیا و آستین ما هنوز خیس از این غرور است.»

گلاب آدینه:
«یک دنیا درود و تبریک برای اصغر فرهادی عزیز و همکارانش در فیلم «جدایی».
اگر می توانستم، برای این موفقیت بزرگ، در سراسر ایران جشن باشکوهی
برپا می کردم.»

ویشکا آسایش:
«متاسفانه اجرای زنده برنامه اسکار را از دست دادم و صبح زود از روی اینترنت
قسمت مربوط به فیلم «جدایی» را تماشا کردم و از خوشحالی اشک ریختم.
هرگز برای یک فیلم تا این حد احساساتی نشده بودم. این حس برایم حسی
تازه و منحصر به فرد بود. حسی آمیخته با اشک، خوشحالی و هیجان شدید.
آنقدر که فعلا جز یک تبریک جانانه چیز دیگری نمی توانم بگویم. خوشحالم و
ممنونم از همه عوامل فیلم «جدایی» مخصوصا «اصغر فرهادی عزیز» که با این
فیلم انگیزه همه هنرمندان و کارگردان‌های ما را برای ساخت فیلم‌های تازه
بیشتر از قبل کرد.»

همایون اسعدیان:
««اون نمی دونه من پسرشم، من که می دونم اون پدرمه!» همه‌ حرف
اصغر فرهادی در فیلمش در این جمله خلاصه شد، جمله‌ای به ظاهر ساده اما
تکان‌دهنده؛ حرفی که در این زمانه درد مشترک همه‌ ما در همه جای این کره‌
خاکی است و اگر این فیلم تاکنون توانسته به این موفقیت‌ها دست یابد ناشی
از همین درد مشترک است. چقدر ما انسان‌ها راحت همه‌ کارهایمان را توجیه
می کنیم اگرچه خود می دانیم که این‌گونه نیست. بیش از 55 جایزه‌ بین‌المللی
برای این فیلم به معنای 55 لوح تقدیر یا خرس طلایی و این قبیل القاب نیست
بلکه معنای بس فراتری دارد. خلاصه می گویم یعنی از طرف 55 نهاد فرهنگی
که خود از سوی صدها نهاد فرهنگی دیگر حمایت می شود، مورد تقدیر قرار گرفته
است و این به معنای ارتباط با جمع اصلی نخبگان و فرهیختگان روزگار ماست.
یک دستگاه دیپلماسی فعال چه میزان وقت و هزینه باید صرف می کرد تا به یک
دهم این ارتباط دست یابد؟ پس سینما را دست‌کم نگیریم. کج‌سلیقگی ها را
کنار بگذاریم، دست از منافع تنگ‌نظرانه و روزمره بشوییم و همگی به پا خیزیم
و به اصغر فرهادی و سینمای ایران ادای احترام کنیم؛ به سینمایی که در 32 سال
گذشته بارها ثابت کرده است که می تواند بهترین سفیر فرهنگی ایران باشد.»

صابر ابر:
«رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند... دلم می‌خواد هی بخونمش...
هی...«سلام به مردم خوب سرزمینم! ایرانی های زیادی در سراسر
جهان در حال تماشای این لحظه‌اند و تصور می کنم که خوشحالند.
نه فقط به‌خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز... من با افتخار
این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم می کنم.» و حالا سلام... سلام
به فیلمساز خوب سرزمینم. خدا خواست و شد. شکر...»

رامبد جوان:
«اصغر فرهادی با یک فیلم غم‌انگیز به اندازه ده‌ها فیلم کمدی ناب،
خنده و شادی را به مردم ایران هدیه داد. جدا اسکار هم برای برایش
کم است.»

داوود رشیدی:
«بامداد روز دوشنبه همراه با همسر و دخترم برای تماشای مراسم
«اسکار» پای تلویزیون نشسته بودیم اما قبل از رسیدن به بخش جایزه
فرهادی، خوابم برد. صبح خیلی زود با خبر اسکار از جا پریدم و با
خوشحالی فیلم مراسم را تماشا کردم. حرف‌های «اصغر فرهادی» در
آن لحظه واقعا به دلم نشست. به او تبریک می گویم. به همه بازیگران
و عوامل فیلم تبریک می گویم. به سینمای ایران تبریک می‌گویم. به
خودمان تبریک می گویم. تبریک...»

پانته‌آ بهرام
«خانه ما کنار جاده است. ما سال‌هاست با دسته گلی بر سر راه
ابریشم ایستاده‌ایم. ما روستاییان دره‌های سرسبز. ما کوچ‌نشینان
رودهای خشک. و قصه‌های مان «هزار و یک شب» طول می کشد
چون نیمه‌کاره، لب فرو می بندیم! اما گاهی کسی می آید برای
شکستن قاعده‌های کهن و این‌بار آن کس کار را تمام می کند! زمین
را دور می زند با دسته‌گلی برای همه و به خانه برمی گردد. طلایی تر
و آگاه‌تر و سخت‌تر از پیش و نام خانه را دوباره بر سر زبان‌ها می اندازد
به نیکی. کارت دشوارتر شد. می دانی حتما. اما دلت قرص و مهربان
هم جاده‌ای عزیزم! اصغر فرهادی! تو خوب می دانی...»

*ساره بیات بازیگر «جدایی نادر از سیمین»:
«سلام، قلبم صدای اشک شوق‌تان را شنید و به خود بالید. پس به یادت
آرزو کردم که چشمانت اگر‌ تر شد، به شوق آرزو باشد، نه تکرار غم دیروز.
برای تک‌تک شما یک بغل آسمان التماس می کنم. بدون ذره‌ای درنگ
در دریای بی کران عشق‌تان غوطه‌ورم. پر از تبسم‌های مبارک باشید که
به یقین نفس گرم‌تان احساسم را نوازش کرد. اهتزاز بیرق کهنه‌مان
مبارک‌تان باد. از اینکه در این حجم گسترده شادی سهم اندکی ایفا
کرده‌ام، خداوند را شاکرم. من نیز همانند شما از شوق، دلم لرزید زمانی
که یارانم را کنار دنیا دیدم، چه دایره زیبا و یک‌دستی. پر از صلابت و غرور
باشید که از عشق‌تان اغنا شدم و سرمست و بدانیم در اطراف‌مان
موانعی جریان می یابد که با آنها مواجهیم؛ گاه خوب است که با جریان
آب هم‌سو شویم. برای ماندن قطره شو هم‌سو با رود، به دریا می رسی
و دریا به بهشت، این است تمام نیت سرنوشت. سربلندان من: امید
آنکه تبریکات صمیمانه این حقیر را پذیرا باشید. شادی تان مستدام باد.»

(افزوده شده در: چهارشنبه, 10 اسفند 1390 | 10:38:10)

اتحادیه شرکت های ویدیو رسانه (سینمای خانگی) ایران:
«هنرمند گرامی، جناب آقای اصغر فرهادی، فرهنگ غنی ایران
عزیزمان، به فرزندانی چون شما می بالد. سپاس بی کران ما
را پذیرا باشید.»

موزه سینمای ایران:
«هنرمند ارجمند و گرانمایه، جناب آقای اصغر فرهادی،
موفقیت های چشمگیر جنابعالی، در کسب جوایز بین المللی
موجب افتخار و مباهات مردم هنر پرور کشورمان است. دریافت
جایزه معتبر جهانی اسکار بر جنابعالی و همکاران گرامی تان و
خانواده سینمای ایران مبارک باد.»

*حبیب رضایی:
«به نام حق. صبحگاه ۸ اسفند، زمین برای ثانیه ای به
اندازه میلیونها ایرانی که از سر شوق و شعف، به هوا
پریدنند، سبک شد. این زمین بینوا که از این همه اضطراب
و نا امنی روحی و التهاب ما ایرانی، سنگین می چرخد،
فرصتی به اندازه یک هوراااای از ته دل پیدا کرد که بار
خود را رها کند و اینبار “سبکی تحمل پذیرهستی” را
تجربه کند. اینبار باز فرزندی خلف از تبار هنر، انهم عرصه
جهانی سینما، پیش قراول شد تا بی تسلیم، صلح
خواهی ملتش را با افتخار نوید دهد و تاریخ پراعتبار، روح
رئوف و فرهنگ بی بدیل “مردم سرزمینش”را با سلامی
گرم هدیه کند به همه ذهن های کدر و قلبهای تیره ای
که جز در اشوب روزگار،اموراتشان گویا، به سامان
نمی شود. اصغرفرهادی عزیزمان، که عضوی است گرانبها
برای اهالی خانه و خانواده سینما، با”جدائی”اش، ملتی
را در نگاه جهان از تهمت ها و تعاریف تاریک ناثوابی که
نثارش می شود، جدا کرد و در بلندترین نقطه فرهنگی
جهان (دست کم با داشتن دو نیم میلیارد ببیننده و به طبع
برد رسانه ای گسترده اش) ایستاد و حرف دل ملتش را با
زبان دل به چشم گوش همگان رساند. نه کسی به اعتراض
سالن را ترک کرد، نه کسانی به کج خیالی، فرصت برداشت
ناثواب یافتند و نه هیچ چهرهای درهم شد. و در همان حال
سرتاسرگیتی، شاهد و صاحب تعریفی حقیقی از ایران و
ایرانی، شدند. توصیفی که ایمان داشته باشیم ، کاری
می کند کارستان. کاری که صدها نامه و بیانیه و گزارش و
مصوبه، از رسیدن به گردپایش عاجزند. سپاس به خاطر
عیار و اعتباری که، از امروز باز به اهل هنر و مخصوصا
خانواده بی خانه سینما بازگرداندید… دست مریزاد رفیقان.
زنده باشید و امن.»

*شهاب حسینی:
«و تنها اوست یگانه خالق متعال. سلام اصغر عزیز، شاید
بی مناسبت نباشد که به مثال عهد قدیم و سرداران رشیدی
که افتخارات برای این سرزمین رقم زدند، تو را نیز فاتح بزرگ
نامید و سردار تاریخ ساز پهنه فرهنگ و هنر این سرزمین.
خوشحالم که در رکابت بودم برای خدمت به فرهنگ و هنر این
سرزمین که مردمان نجیبش را شایستگی بهترین هاست و
عجب داستان پر فراز و نشیبی داشت این سفر بزرگ از نقطه
آغاز که از اندیشه ات بر قلمت جاری شد تا لحظه ای که پرچم
نجیب این دیار در یکی از قله های رفیع ادب و فرهنگ وهنر
جریان ساز و تاثیر گذار سینمای جهان به اهتزاز در آمد و چه
شیرین بودند صورت هایی که در آنان شکوه چشمان اشک
بار و لب های خندان توامان جاری بود و یقینم بر این است
که شعور کامل حاکم بر نظم آفرینش، صدای خلوص قلب و
اندیشه تو را شنید، آنگاه که برای اولین باری که گرد هم بودیم
و بر نماهای مستند از تصاویر غمناک دادگاه های خانواده چشم
دوخته بودیم، تو به جای اینکه بگویی فیلمی خواهیم ساخت
چنین و چنان، گفتی: بچه ها می بینید مشکلات مردم را؟ و
این خلوص خدمت بود و قربانی هابیل که بر درگاه احدیت
پذیرفته شد، آن را برکت داد و بر بام فرهنگ جهان بیافراشت
و به واسطه آن دل ملتی را که هر روز و به هر بهانه صدایش
می کنند گرم و شاد و امیدوار کرد. اما در میان این آواهای خوش
شادمانی، به گوش رسید صدای قابیل هایی که ناهنجار و گوش
خراش داد سخن سردادند از بی ارزش بودن تلاشت. چه خوش
گفت شاعر که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست. اما حقیقت
همیشه پیروز است. آنچه تو کردی سهم بودنت را کامل کرد،
الهام بخش و امید آفرین شد و غبار از چهره کهن و پر اصالت این
سرزمین بار دیگر برگرفت و حالا همگی با عشق بیشتری بر
عمق نگاه یکدیگر چشم می دوزیم و لبخند می زنیم و خوشحالیم
که این خاک، خاک بزرگ پرور است، همواره بوده و باز خواهد بود.
دستانت پر توان و خدا قوت. به هم او می سپارمت که همانا
خیرالحافظین است.»

حامد بهداد:
«اصغرفرهادی عزیز، متشکریم که صبح میلیون‌ها ایرانی را،
بخیر کردی! آقای فرهادی عزیز متشکریم که ایران را جز با
نامی از جنگ و تحریم و سلاح اتمی یاد کردی، آقای فرهادی
عزیز این حس قشنگ هزاران ایرانی تقدیم به شمایی که
بهتر از خیلی‌ها می‌دانید، که چقدر این مردم غمگین، محتاج
دقایقی این چنین هستند. مردمی که شادابی‌شان به
یغما می‌رود، آنانی که از غرور و تعصب ملی، دیروقتی است
که تنها یادی در خاطرشان مانده است، شما می‌دانی که
باید سلامت را به زبان ما بگویی! به یقین که هنر، زبان
مشترک ملت‌هاست.»

کانون تدوینگران سینمای ایران:
«آقای اصغر فرهادی، کانون تدوینگران سینمای ایران دریافت
اسکار و سزار بهترین فیلم خارجی را مایه مباهات می‌داند
و این موفقیت را به شما، تمامی افراد سازنده فیلم
«جدایی نادر از سیمین» و سینمای ایران تبریک می‌گوید.»

سیدرضا اورنگ، بانی فیلم:
«عادتی نامانوس و غیرقابل پذیرش در وجود برخی مردم ایران
نهادینه شده که اساس انسانیت را زیر سؤال می برد. این
عادت زشت، نادیده گرفتن موفقیت دیگران، زیر سؤال بردن یا
کوچک شمردن آن است. اصغر فرهادی کارگردان ایرانی، برای
اولین بار در تاریخ ایران موفق شد جایزه اسکار را از چنگ
آمریکا و دیگر کشورها بیرون آورده و در دستان ایرانی اش بگیرد.
جایزه فرهادی، جایزه همه ایرانیان است . برای همین به
عنوان یک ایرانی همه باید یکصدا نام او را فریاد کنیم تا صفیر
صدایمان گوش جهانیان را کر کند. امروز حتی آنانی که عادت
به ناچیز شمردن موفقیت دیگران دارند، باید دست از عادت
دیرینه خود برداشته و مانند همه به فرهادی تبریک بگویند.
زیرا اصغر فرهادی به عنوان یک ایرانی جایزه اسکارش را به
مردم ایران اهدا کرده است، مردمی که او را به این جایگاه
رساندند. فرهادی و همه ما می دانیم که انسانیت ماندگارتر
از اسکار است، پس بیایید انسانیت را پرچم زندگی خود
قرار دهیم.»

مهناز افشار:
«شما مست نگشتید و از آن باده نخوردید/ چه دانید چه دانید که ما
در چه شکاریم/ در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک/ به جز
مهر به جز عشق دگر بذر نکاریم. تبریک به آقای اصغر فرهادی و همه
عوامل فیلم «جدایی نادر از سیمین». امشب (دوشنبه شب) اجرای
نمایش «آمدیم نبودید رفتیم» به کارگردانی رضا حداد را تقدیم به
آقای فرهادی کردیم. اسکار مبارک شما و همه ایران و سینمای
پرهیاهوی ایران باشد. به امید اینکه خودمان هم یاد بگیریم این
صلح و مهری را که شما پیام آورش بودید.»

محمدرضا گلزار:
«اصغر فرهادی عزیز... لبخندی که بر لبان هر ایرانی نشاندی،
جاودانه در تاریخ فرهنگی این مرز و بوم باقی می‌ماند، پاداش
صداقت را جز این نیست. پیروز و سربلند باشی همچون
گذشته ها...»

محمدحسین لطیفی
«شادی‌ات را شادمانه با تو سهیم می‌شویم که نام بلند
ایرانیان را در فرهنگ و ادب، در این روزهای پرتلاطم جهان
بلند اوازه کردی....»

بهرام عظیمی:
«چند ماه پیش در جشنواره‌ای در مکزیک یک کارگردان هندی
که عضو هیات داوران بود از من در رابطه با مجید مجیدی سوال
کرد و وقتی فهمید با مجیدی دوست هستم، من را پیش دیگر
داوران جشنواره برد و با هیجان گفت: «این بهرام عظیمی‌یه
و با مجید مجیدی دوسته»!... هر چهار عضو دیگر هیات داوران
لبخندی از تعجب زدند و دو نفر آنان به من تبریک گفتند و
حدود 20 دقیقه در رابطه با مجیدی و نوع سوژه‌یابی او و تکنیک
کارهایش صحبت کردیم. آن کارگردان هندی می‌توانست من
را پیش دیگر داوران ببرد و بگوید: «این بهرام عظیمی‌یه،
کارگردان فیلم ماسوله که قراره در اختتامیه بهش جایزه بدیم»!
شاید یه بار دیگر در یک جشنواره دیگر دوباره یک دروغ دیگر
بگویم،.این دفعه می‌گویم با اصغر فرهادی دوستم! و شک ندارم
بیشتر تحویلم می‌گیرند... خوشحالم در دوره‌ای زندگی می‌کنم
که عباس کیارستمی و مجید مجیدی و اصغر فرهادی و البته
علی دایی هم زندگی می‌کنند! آقای اصغر فرهادی و عوامل
فیلم «جدایی نادر از سیمین» از جایزه اسکاری که به من و
خانواده‌ام اهدا کردید، بسیار ممنونم. سال‌ها بود که حسرت
گرفتن چنین جایزه‌ای را داشتم...»

(افزوده شده در: چهارشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ | ۱۳:۴۵:۳۸)

محمود دولت آبادی:
«و سرانجام و در اکنون شوق اندیشنده بیشتری آرزو می کنم برای
اصغر فرهادی و خوب است امیدوار باشم و باشیم که او همچنان بتواند
به سنجیدگی در خود بنگرد با وقوف به اینکه اثر او میانگین درستی است
از ضدین سینمای متفاوت و سینمای عام، میانجای و میانه‌گزینی در امور،
پندی است هم باقی مانده از آموزگار حکیم ما ابوالقاسم فردوسی که
رعایت آن البته آسان نخواهد بود همیشه. اما نکته؛ نکاتی خاص درباره
فیلم آقای فرهادی، آدمیان و فضای تنگ و نفس‌گیر آن به اختصار. در این
باره و احوال فیلم مایلم گواهی بدهم که ما مردم تا 30 سال پیش و
سپس تا پایان جنگ تحمیلی و دفاعی ایرانیان چهره و جلوه‌ای چنین
زشت و ناپسندیده و نکبت‌زده که تصویر می شویم، نبودیم اما چنین
شدیم. پس چنین که فرهادی روایت کرده است آن تنگناهای خفقانی
در ناممکن بودگی حداقل تفاهم میان اشخاص و آن عصبیت‌های
نابهنجار، فرآیند همین دوره از زندگی گسسته و گره در گره‌شده
تحمیلی ماست و بجاست که هنر و زحمت فرهادی و بازیگرانش در
نفی و نخواستن این زبونی و درماندگی و جزمیت درک بشود و نه
تصدیق و تایید آن. یعنی که یک مردم و یک جامعه انسانی فاقد
بنیان‌های اجتماعی روشن‌بین و لاجرم پذیرنده با خوی و خصلت‌های
رعیتی، در روندی تحمیلی می تواند تبدیل شود به تجلی همان چه
از زشتی و کهنگی که در تاریخ‌های مکرر خود داشته بوده است.
اما... فقط همین؟ پس زیبایی و متانت و سرخوشی و خردورزی ما
کجاست و کجا گم مانده است؟ دیدیم و دنیا هم تماشا کرد برنایی
و برازندگی و آرزومندی نهفته مانده این سرزمین را در خیابان‌های
پرآفتاب تهران به یک «ن» به روزی اگرچه مستعجل، جلوه پنهان مانده
شده یک حقیقت بود. به این ترتیب اگر در کار و آثار هنرمند ایرانی
به کابوس دچار می شویم، آن خود یعنی آرزوی بیداری. اگر به روایتی
زشت و پتیاره چشم و گوش می سپاریم، آن یعنی آرزوی پالایش و
زیبایی و برازندگی و اگر به روایت اختناق در بن‌بست‌های ناچاری
نفسگیر دل می سپاریم -کاری که فرهادی به یاری همکارانش با
زحمت و موفقیت انجام داده است- آن یعنی آرزومندی تفاهم، قانون‌
مداری و آزادی.»

محمدرضا هدایتی:
«چشم‌های آدم پر اشک می‌شود وقتی تو را می‌بیند که اُسکار
گرفته‌ای و قاطی آنهمه خوب و بدی که جمعند به زبان آشنا حرف
می‌زنی... افتخار می‌کنم در کشوری گرد هنر می‌گردم که
اصغر فرهادی نمایندهٔ آن است و تبریک می‌گویم به تمام آنهایی
که دل توی دلشان نبود تا اسمت را نگفتند.»

انجمن بازیگران سینمای ایران:
«انتظار بزرگ سینمای ایران پایان پذیرفت و رفیع‌ترین قله افتخارات
سینمای جهان به دست هنرمند بی بدیل کشورمان اصغر فرهادی
عزیز و گروه سازندگان فیلم «جدایی نادر از سیمین» فتح گردید و
ارزشی مضاعف بر وقار و جایگاه سینمای ایران افزود. بی تردید،
هشتم اسفند ماه یک هزار و سیصد و نود، عید و جشن بزرگ
سینمای ایران است. روزی که نام باشکوه ایران، همچنان که در
طول تاریخ، سربلند و پرچمدار فرهنگ، هنر و تمدن بشری بوده،
اینک نیز سرافراز میدان هنر فیلمسازی است. بازیگران سینمای
ایران، دوشادوش تمامی هموطنان و هنردوستان در این پیروزی
بزرگ با چشمانی پر از اشک شوق، تمام قد ایستاده و به
اصغر فرهادی عزیز، گروه نقش‌آفرینان فیلم «جدایی نادر از سیمین»
و تمامی دست‌اندرکاران آن تبریک عرض نموده و ادای احترام می کنند.»


برچسب‌ها: نامه به اصغر فرهادی, نامه های ارسال شده برای اصغر فرهادی, نامه تبریک ارسال شده به اصغر فرهادی
[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 6:31 ] [ رضا پورکریمان ]


خب بعد از گلشیفته فرهانی ُ این بار نوبت رسیده به فاطمه معتمد آریا

اسطوره ای بازیگری کشورمون که ایشون رو با یه تیپ البته شیک ولی

یخورده غیر قابل تصور که لباس خیلی عجیبی رو در جشنواره فیلم

تائورمینا پوشیده بودن که این هم کمی تا قسمتی سوژه خبرنگاران

و اهالی سینما شد ...

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download_003.jpg

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download_004.jpg

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download.jpg

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download_002.jpg

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download_006.jpg

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/download_005.jpg


برچسب‌ها: فاطمه معتمد آریا, تیپ فاطمه معتمد آریا, عکس های فاطمه معتمد آریا, جدیدترین عکس های فاطمه معتمد آریا, عکس فاطمه معتمد آریا, فاطمه معتمد آریا در جشنواره نائورمینا
[ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 19:27 ] [ رضا پورکریمان ]


25 فیلم از عاشقانه ترین های تاریخ سینما

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

پیدا کردن فیلم‌هایی که عشقهای واقعی و کامل را به نمایش بگذراد امری بس

دشوار است. البته ما برای این کار استانداردهای بالایی داریم... ما خواهان

ترکیبی ملموس و آشکار از عجایبی فراوان برای دلداده‌ها هستیم تا پیروز شوند و

در پایان مرگ سوزناک و دلخراش آنها واقعا ما را ناراحت می‌کند.

1. کازابلانکا، 1942

زمانی که همفری بوگارت به اینگرید برگمن می‌گوید: "که مجبور است و باید

او را ترک کند وگرنه پشیمان می‌شود"

"شاید امروز نه، شاید فردا هم نه، اما به زودی و برای بقیه عمرت" ما

نمی‌توانیم جلوی اشکهایمان را بگیریم. و حالا شصت و پنج سال بعد هیچ

فیلمی ‌نتوانست بهتر از کازابلانکا درامی ‌حقیقی را نشان دهد.
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love1.jpg


2. تایتانیک، 1997

این فیلم سوزناک که محور اصلی آن یک کشتی عظیم الجثه می‌باشد

در نقطه اوج داستانش تاثیر عمیقی روی بیننده‌ها گذاشت، زمانی که کیت

وینسلت طنابها را نگه داشته بود، بینندگان بسیار هیجان زده شدند.

خانمها واقعا برای داستانهای عاشقانه این چنینی و همین طور لئوناردو دی

کاپریوی احساساتی ضعف می‌کنند!!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/Jack-and-Rose-titanic-28112846-900-675.jpg


3. بلندی های بادگیر، 1939

دختری ثروتمند (Merle Oberon) دوست پسر و عاشق واقعی و ثابت

قدمش، لورنس الیویر (Laurence Olivier) را از خود می‌راند، اما خیلی زود

متوجه اشتباهش می‌شود. البته زمانی این اتفاق می‌افتد که او در بستر مرگ

قرار گرفته و آن دو دوباره همدیگر را ملاقات می‌کنند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love3.jpg


4. an affair to remember، 1975

کری گرانت (Carry Grant) و دبورا کر (Deborah Kerr) در یک سفر

دریایی با هم آشنا شده و به هم قول می‌دهند که شش ماه بعد در

بالای ساختمان دولتی دوباره همدیگر را ببینند. اگر داستان شما را به

درون خود کشید حس بدی نداشته باشید. نورا افرون کارگردان فیلم بی

خوابی در سیاتل نیز این فیلم را دوست دارد!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/an-affair-to-remember-01-ss.jpg


5. برباد رفته، 1939

این فیلم با موضوع جنگ داخلی گسترده، در مورد یک دختر زیبا

اهل جنوب (Vivin Leigh) و یک پسر جذاب و رند است. این داستان

عاشقانه به اندازه خود جنگ برنده‌ها و نجات یافته‌های زیادی دارد!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/ClickHandler.ashx0.jpg


6. the way we were، 1973

باربارا استریسند (Barbara Streisan) و رابرت ردفورد در این فیل

زوج عاشق پیشه نیستند (رابرت واسپ WASP مقرراتی و منضبط و

بارابارا سوسیالیستی ایده آلیست است). اما همین موضوع آنها را

در ذهن ما ماندگار می‌سازد.
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/The_Way_We_Were.jpg
7. moonstruck، 1987

چر (Cher) زنی بیوه است که با مردی جذاب اما کسل کننده

(Danny Aiello) ازدواج می‌کند... البته تا موقعی که برادر پرشور و حرارت

او یعنی نیکلاس کیج را ندیده است!! چقدر جالب است وقتی که بازی کیج را

در نقش پسری گرفته و غمگین و همین طور پسری اغواگر و وسوسه

برانگیز را به یاد می‌آوریم.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/images.jpg


8. آنی‌هال، 1977
 
بیننده‌ها به همان شدتی که آلوی (Alvy) عاشق آنی شده بود، تمام

فکر و ذکرشان مشغول داستان عاشقانه فیلم شده بود! (آلوی با بازی

ستاره کمدی وودی آلن و آنی با بازی دیان کیتون، Diane Keaton، بازیگر

برنده اسکار) این فیلم هم شما را می‌گریاند و هم می‌خنداند!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love8.jpg

9. دکتر ژیواگو، 1965

یوری، Yuri، شاعر و جراح (Omer Sharif)، ازدواج می‌کند، اما نمی‌تواند

در برابر لارا (Lara) پراحساس و ایده آلیست (Julie Chritie) مقاومت کند.

این فیلم رمانتیک و ناراحت کننده است و موسیقی متن فیلم دیوانه تان

می‌کند! اما غیر ممکن است این دو ستاره جذاب اما بی عفت و

زناکار را تحسین کنید!
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/192413.JPG


10. روح، 1990

درحالیکه جستجوی ماوراءالطبیعه ووپی گلدبرگ تبدیل به

ماجرایی جالب و بامزه می‌شود (او به خاطر این فیلم برنده اسکار شد)،

یکی از بهترین صحنه‌های عاشقانه دهه 90 خلق می‌شود! صحنه‌های

کوزه گری، ملودی ممتد و مداوم فیلم، قطره اشک فوق العاده و باارزش

دمی‌مور، همه و همه این فیلم را در یادها جاودان ساختند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/ghost_movie_musical.jpg

11. عروس پرنسس، 1987

این داستان قواعد و داستانهای دروغین مربوط به پریان که در ذهنتان

دارید را نقض می‌کند. یک پرنسس (رابین رایت پن) و عشق واقعی

او کری الوز (Cary Elwes) برای به هم رسیدن می‌جنگند و این زوج

کمدی در هر صحنه ای از فیلم بازتاب این جنگند. اما همان قدر که فیلم

جالب است، صحنه‌های رمانتیک و پرسوز و گداز نیز دارد.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/MV5BMjM0Nzk5NTc4OV5BMl5BanBnXkFtZTcwMDA2MzgxNA@@._V1._SY317_.jpg

12. کوهستان بروکبک، 2005

دو کابوی جذاب، دشت و بیابان و غم و اندوه عشق ممنوعه.

وقتی بازی خیره کننده ستاره‌های فیلم جک گیلن‌هال و هیث لچر

در راس فیلم قرار می‌گیرد، شما اصلا ناراحت نمی‌شوید. شادروان

هیث لچر بعد از مرگش جایزه اسکار را از آن خود کرد.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love12.jpg

13. Harold snd maude، 1971

یکی از عجیب ترین و جذاب ترین فیلمهای رمانتیک کل

تاریخ در مورد شخص بیست ساله ای است (Bud Cort) که

قصد خودکشی داشته و وقتی در مراسم خاکسپاری یک فرد

سالخورده شرکت می‌کند خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرد (برنده

اسکار Ruth Gordon). اين فيلم شايد كمي هم ترسناك باشد اما

هر دو بازیگر آن فوق العاده جذاب و فريبنده بازی می‌کنند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love13.jpg

14. یک افسر و یک جنتلمن، 1982

عشق و علاقه شدید بین افسر تحت آموزش نیروی

دریایی (Richard Gere) و کارگر کارخانه افسرده (Bebra Winger) همان

قدر که انتظار داشتید پرشور و حرارت است و نجات یافتن او از کار

سخت و دست مزد خیلی پایین شعر ناب عاشقانه ست.
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/l8.jpg


15. نور ابدی ذهن بی نقص، 2004

جیم کری وقتی که کشف می‌کند همسرسابقش (کیت وینسلت)

از مدتها پیش او را از ذهن خود پاک کرده، او نیز سعی می‌کند

همین کار را انجام دهد. اما همانطور که او ناامیدانه تلاش کرد که

زنجیره خاطرات شیرین را به یادش بیاورد-کسی که همیشه دوستش

داشت و بعد از دستش داد- انجام دادن این کار نیز به راحتی امکان پذیر نیست.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love15.jpg

16. بالهای آرزو، 1988

این فیلم در مورد یک فرشته (برونو گانز) است، کسی که کاملا

از نزدیک شدن به عطرساز فرانسوی (سولوینگ دومارتین) ناامید

می‌شود. این فیلم در مورد افسانه‌های پریان نیست، آنها در اعماق

وجود خویش، عشق و زندگی و ارتباطشان کند و کاو می‌کنند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/1988.jpg


17. خانم و آقای ترمپ، 1955

چه کسی می‌گوید نمی‌توان عشق را در انیمیشن نشان داد؟

(ما عشق را در دیو و دلبر نیز تجربه کرده ایم) در این فیلم کمپانی

دیسنی، هیچ کدام از سگها کاملا شبیه به هم به اسپاگتی نگاه نمی‌کنند!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love17.jpg


18. atonement، 2007

یک زوج وسوسه گر اما غیر قابل باور(جیم مک آوی و کیرا نایتلی) در

این فیلم مدعی اسکار به خاطر یک دروغ از هم جدا می‌شوند.

منتظر پایان خوش برای داستان نباشید. گاهی اوقات آرزو و اشتیاق

داشتن برای عشقی از دست رفته تنها چیزی است که انسان را

متاثر کرده و تارهای دل آدم را می‌لرزاند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love18.jpg


19. west side story، 1961

این فیلم رومئو و ژولیت در نیویورک است، در این فیلم رقص هم

داریم... بیشتر از آن چه می‌خواهید؟! ظاهرا رای دهنده‌های

اسکار که تندیس موزیک کلاسیک را به این فیلم اهدا کردند،

اگر تنها خود شکسپیر لیبرتو نیوس (نویسنده متن اپرا) و طراح

رقص بود، جایزه بهترین عکس را اهدا نمی‌کردند.
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/MV5BMTM0NDAxOTI5MF5BMl5BanBnXkFtZTcwNjI4Mjg3NA@@._V1._SY317_.jpg

20. Jerry Maguire، 1996

جمله "پول را به من نشان بده" را فراموش کنید!! به یاد ماندنی

ترین نقل قول در این فیلم- وقتی که تام کروز با جمله "تو من

را کامل می‌کنی" رنه زلوگر را تحسین می‌کند، اوج عاشقانه

داستان شروع می‌شود.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/MV5BMTkxNjc2NjQwOF5BMl5BanBnXkFtZTcwMDE2NDU2MQ@@._V1._SY317_.jpg


21. Love Story، 1970

(Ryan ONeall) پسر جذاب و ثروتمندی عاشق دختر زیبا می‌شود،

اما خانواده اش این دختر را نمی‌پذیرند. آنها علی رغم موانع بسیار زیاد

با یکدیگر می‌مانند و اما مشکل بزرگتری پیش رو دارند...

این فیلم واقعا سوزناک است. پس برای دیدن فیلم حتما دستمال

کاغذی زیادی را آماده کنید وگرنه نمی‌توانید فیلم را ببینید!!

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/MV5BMTI0NzEwMDYwM15BMl5BanBnXkFtZTcwMzkyNDgxMQ@@._V1._SY317_CR3,0,214,317_.jpg


22. امیلی، 2001

یک زن مستخدم کم رو و کم حرف اهل پاریس در حالیکه در

جستجوی عشق است وقت ازادش را برای بهتر کردن زندگی

همسایگانش صرف می‌کند. این داستان عجیب فرانسوی به طور

غیرقابل اجتنابی جذبتان می‌کند و تنها سنگدل ترین افراد تاب

مقاومت در برابر بازی ستاره فیلم یعنی Audrey Tautor را دارند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/2001.jpg
23. پیروزی تاریک، 1939

Bette Davis در این فیلم فرد آداب دان و اهل معاشرتی است و

عاشق دکتری می‌شود که قرار است تومور مغزی اش را عمل کند

و او در حال مرگ است، اما از قضای روزگار بالاخره زندگی را تجربه

می‌کند! و او برای فردی که او را اینچنین عاشق کرده بیشتر

از خودش دلسوزی می‌کند.
http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/MV5BNzUzODMxNjc4OV5BMl5BanBnXkFtZTcwODE1MDkyMQ@@._V1._SY317_CR37,0,214,317_.jpg

24. دفتریادداشت، 2004

این داستان با زوجهای عاشق کنار هم شکل می‌گیرد (راشل مک

آدامز و رایان گاسلینگ، جنا رولندز و جیمز گارنر) آنها دلشکستگی

و زیبایی عشق حقیقی را تجربه می‌کنند. این داستان انقدر پرشور

و هیجان است که به راحتی نمی‌توان از کنارش گذشت.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/7/MV5BMTk3OTM5Njg5M15BMl5BanBnXkFtZTYwMzA0ODI3._V1._SY317_.jpg

25. بیخوابی درسیاتل، 1993

یک زن به خاطر یک مرد غریبه راهی کشور دیگری می‌شود، اما وقتی

این دو مگ رایان و تام هنکس از کنار هم می‌گذرند فیلم دوست

داشتنی تر می‌شود. ما عاشق این فیلم هستیم که ستاره‌های آن

فقط دو دقیقه در صحنه فیلم با هم هستند و حرف می‌زنند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/5/love25.jpg


برچسب‌ها: 25 فیلم عاشقانه تاریخ سینما, معرفی فیلم های عاشقانه, فیلم عشقی معروف, فیلم های عشقی معروف تاریخ سینما, بهترین فیلم های عشقی عاشقی
[ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 17:23 ] [ رضا پورکریمان ]

امیدوارم به مسیری که اومدی بتونی افتخار کنی، اگرهم نمی کنی جرات تغییر مسیرت رو داشته باشی ...!
" بنجامین باتن"
مریلا زارعی بازیگر باشخصیت سینمای ایران با نگارش یاد‌داشتی موفقیت ساره بیات در جایزه حلقه منتقدان لندن را به او تبریک گفت...

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/403039_10150556557636122_149556076121_9188730_1226863701_n.jpg

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

با سلام

قصد دارم بدون مقدمه بروم سر اصل مطلب...
بعد از موفقیت بی نظیر و انرژی بخش فیلم "جدایی نادر از سیمین" در اعلام نظری که فی البداهه هم بود اشاره کردم؛ موفقیت فرهادی خونی تازه در رگ‌های سینماگران و خانواده سینما پمپاژ کرده.

در این روزگار که تقریبا نامهربانان همگی هم و غم خود را در ایجاد فضای آکنده از یاس و دشمنی به کار بسته‌اند ،می‌خواهم اعتراف کنم که در این گام بلند به سمت جهانی شدن و قرار گرفتن نام پر افتخار کشورم در رسانه‌های دوست و دشمن به حقیقتی دیگر رسیده‌ام؛ آن هم این است که برای جهانی شدن و مدیریت جهانی باید ادبیات آن را نیز بیاموزیم یا اگر اموخته‌ایم دوباره به یاد بیاوریم.

به جای این‌که در این عرصه به قضاوت‌های غیر منصفانه بنشینیم ،به جای آن که به آرای موافق و مخالف بی احترامی کنیم و حق اعلام نظر را از یکدیگر سلب نماییم و چشم‌مان را به سوابق همکارانمان ببندیم و آن‌ها را با الفاظ سخیف کوچک بشماریم که حاصلی جز خفقان و بسته شدن راه تنفس بر خود و همنوعانمان نخواهد داشت، بیاییم با یکدیگر مهربان‌تر باشیم.

موافق یا مخالف فیلم اصغر فرهادی هر دو محترمند و این زمان است که هم به موافقین هم به مخالفین پاسخ مقتضی را خواهد داد. پس بیاییم به جای رفتار بدوی و کودکانه به آینده این مرز و بوم و میراثی که قرار است برای آیندگان از فرهنگ کشورمان به جا بگذاریم، بیندیشیم.

ومن در این لحظه علاقمندم که از خودم شروع کنم..
می خواهم وجد و شادمانیم را از جایزه اخیر و موفقیت فیلم "جدایی..." در حلقه منتقدان لندن بعد از دریافت جایزه گلدن گلوب ابراز نمایم...
بگویم که در این لحظه چقدر خوشحالترم که همکارمان، خانم ساره بیات هم در زنجیره موفقیت‌های فیلم جدایی... سهم خود را گرفت.

افتخار این سینماست که یک بازیگر ایرانی در کنار رقیبان قدر و هنرمندان نام‌آور سینمای جهان عرض اندام می‌کند آن‌هم در شمایل زن سنتی ایرانی با تمام صداقت‌ها و ترس‌هایش با تمام صبوری‌ها و رنج‌هایش و با تمام نجابتش و...

امیدوارم در آینده شاهد موفقیت‌های بعدی این فیلم باشیم، یا بهتر است بگویم شاهد موفقیت فیلم‌مان باشیم .چرا که دیگر اصغر فرهادی به تنهایی مالک این اثر هنری نیست.
این ملت ایران،پرچم ایران است که دریافت کننده این افتخارات خواهد بود...

باز هم به اقای اصغر فرهادی و ساره بیات عزیز و تمام خانواده سینما این موفقیت را که توانایی‌های بازیگران زن سینمای ایران را به رخ جهانیان کشید ،تبریک می‌گویم.
هاردی: میخوام ازدواج كنم
لورل: با كی؟
هاردی: معلومه دیگه، با یه زن. مگه تو كسی رو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه؟
لورل: آره
هاردی: كی؟
لورل: خواهرم!
داريوش مهرجويي همین لحظه نامه‌ تبریک‌اش را فرستاد: حالا نوبت طلسم اسکار است که شکسته شود!
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/farhadi-mehrjoui.jpg
داريوش مهرجويي كه نخستين جايزه بين المللي سينماي ايران را با فيلم گاو از جشنواره شيكاگو كسب كرده در يادداشتي كه نسخه اي از آن در اختيار كافه سينما قرار گرفته نامزدي جدايي نادر از سيمين در دو بخش اسكار را تبريك گفت. در متن اين يادداشت آمده است:
به اصغر فرهادي عزيز تبريك مي گويم و اميدوارم همان طور كه طلسم جايزه نوبل شكسته شد. اين بار طلسم جايزه اسكار توسط تو شكسته شود. و همه دوستداران سينماي ايران با دسته گل به استقبالت بيايند.
"ریشِ شما ریشه ی مردم رو سوزونده ! "
خسرو شکیبایی - دل شکسته
نخستين واكنش به نامزدي در دو بخش اسكار/اصغر فرهادی: بخش فیلمنامه برای من مهم‌تر است
اصغر فرهادی در جدیدترین مصاحبه‌ خود، درباره نامزد شدن در 2 بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی هشتاد و چهارمین دوره مراسم آکادمی اسکار سخن گفت.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/images.jpg
به گزارش خبرگزاری سینمای ایران (سینما پرس)، اصغر فرهادی؛ نویسنده فیلمنامه و کارگردان فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین»، پس از نامزد شدن در 2 بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی هشتاد و چهارمین دوره مراسم آکادمی اسکار، در مصاحبه‌ای با پایگاه اطلاع رسانی «هالیوود ریپورتر» درباره این موضوع صحبت کرد.

بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، فرهادی در ابتدای مصاحبه خود با اشاره به این موضوع که نامزد شدن در بخش بهترین فیلمنامه برای او مهم‌تر از نامزد شدن در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان است، گفت: نامزدی در بخش بهترین فیلمنامه برای من به این دلیل مهم است که بیش از هر چیزی من خودم را یک نویسنده می دانم.

این کارگردان موفق ایرانی در ادامه نیز گفت: زمانی که دستیارم خبر نامزد شدن «جدایی نادر از سیمین» در 2 بخش مراسم آکادمی اسکار را به من داد، من در حال نوشتن صحنه ای بودم که چند روزی بود فکرم را درگیر کرده بود. احتمال نامزد شدن در بخش بهترین فیلمنامه کمتر از نامزدی در بخش های دیگر بود.

فرهادی در ادامه صحبت های خود نیز درباره واکنش مردم ایران پس از نامزدی 2 جایزه اسکار گفت: این نامزدی، تصویری است که مردم ایران دوست دارند آن را به نمایش بگذارند. مردم ایران دوست دارند به خاطر فرهنگ‌شان دیده شوند.

اصغر فرهادی درباره سینما نیز اظهار کرد: موضوع مهم‌تری هم وجود دارد و آن این است که زبان مشترک مردم سراسر جهان سینما است و با نامزد شدن «جدایی نادر از سیمین» در 2 بخش اسکار، ما این موضوع را بهتر درک می کنیم. اگر من برنده جایزه اسکار شوم، جایزه تنها برای من نیست، بلکه برای تمام کارگردانانی است که زبان فیلم هایشان، هر زبانی به جزء انگلیسی است. این موضوع بدین معنی است که زبان مانع سینما نیست.

فرهادی درباره دیگر آثار نیز گفت: خاطره فیلم های اینگمار برگمن هنوز در ذهن من است و موضوعی که ارزش این نامزدی را برای من بیشتر می کند این است که مکس فن سایدو که با برگمن همکاری می کرد، یکی از نامزدها است.

همزمان با برگزاری مراسم اعلام اسامی نامزدهای بخش های مختلف هشتاد و چهارمین دوره مراسم اهدای جوایز آکادمی اسکار در بعد از ظهر روز گذشته؛ 4 بهمن زمستان سال جاری، فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی در 2 بخش بهترین فیلمنامه غیراقتباسی و بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

فیلم‌های سینمایی «سرسخت» (Bullhead) به کارگردانی ماسکل آر از بلژیک/ «پاورقی» (Footnote) به کارگردانی ژوزف سدار از رژیم صهیونیستی/ «در تاریکی» (In Darkness) به کارگردانی آگنیشکا هولاند از لهستان/ «آقای لاژار» (Monsieur Lazhar) به کارگردانس فیلیپ فالاردو از کانادا، 4 فیلم سینمایی هستند که به همراه «جدایی نادر از سیمین» از ایران برای دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هشتاد و چهارمین دوره مراسم آکادمی اسکار به رقابت با یکدیگر می‌پردازند.

همچنین «جدایی نادر از سیمین» برای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی نیز با رقیبان برجسته ای مانند میشل هازاناویسیون، برای نوشتن فیلمنامه «هنرمند» (The Artist)/ آنی مومولو و کریستن ویگ، برای نوشتن فیلمنامه «ساقدوش‌های عروس» (Bridesmaids)/ جی. سی کاندار، برای نوشتن فیلمنامه «مارگین کال» (Margin Call)/ وودی آلن،برای نوشتن فیلمنامه «نیمه شب در پاریس» (Midnight in Paris) به رقابت می پردازند.

هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار در تاریخ 26 فوریه (دوشنبه هشتم اسفند به وقت ایران) در کداک تیه‌تر لس آنجلس برگزار می‌شود.

بیلی کریستال مجری این دوره از مراسم اهدای جوایز اسکار است و برایان گریزی و دون میشر نیز تهیه کنندگان تلویزیونی این مراسم سالیانه هستند.
ديالوگي ماندگار از فيلم افسانه 1900
1900 از رفتن به خشكي منصرف شده و در جواب سوال دوستش مي گويد:
کریس، تو خیابون ها رو دیدی، فقط خیابون ها رو؟ هزاران تا از این خیابون ها هست، خوب تو چه طور این کار رو کردی؟ چه طور یکی رو انتخاب کردی؟ یک زن، یک خونه، یک منظره برای دیدن، یک راه برای مردن...
به دنبال موفقيت جدايي نادر از سيمين در اسكار
گفت و گوي راجر ايبرت با اصغر فرهادي: آدم‌های خوب با سوال‌های بی‌جوابی رو‌به‌رو می‌شوند
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1677.caffecinema.com.jpg
راجر ایبرت منتقد بزرگ و یکی از تاثیرگذارترین افراد معاصر برروی فرهنگ عامه‌ در آمریکا پیش از این نماینده امسال ایران را در اسکار را حسابی پسندیده بود و «جدایی نادر از سیمین» را به عنوان بهترین فیلم سال 2011 انتخاب کرده‌بود. «جدایی...» جمعه‌ی همین هفته در شیکاگو(محل سکونت ایبرت) اکران خواهد شد و متعاقب آن نقد ایبرت بر‌روی فیلم هم در شیکاگو سان‌تایمز نیز منتشر می‌شود. به‌مناسب دو نامزدی اسکار برای «جدایی نادر از سیمین» در رشته‌ی بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلم‌نامه‌ی غیر اقتباسی، ایبرت با اصغر فرهادی گفتگو کرده که بخش‌های مهم آن را در «کافه‌سینما» می‌خوانید. در این گفتگو درباره‌ی موضوعات مختلفی به‌بهانه‌ی «جدایی نادر از سیمین» اشاره شده‌است، از ساختار فیلم‌نامه، جنبه‌های اخلاقی، فلسفی و مذهبی فیلم گرفته تا تصویری که فیلم از جامعه‌ی امروز ایران و مردش نشان می‌دهد و دیدگاه‌های فرهادی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی ایران مانند وضعیت جعفر پناهی.
ایبرت - نکته‌ی فریبنده درباره‌ی فیلمنامه‌ی «جدایی نادر از سیمین» این است که شدیدا مخاطب را درگیر می‌کمد اما هرگز سعی نمی‌کند به ما بگوید چه کسی درست فکر می‌کند و چه کسی غلط. یک سوال اخلاقی قدیمی وجود دارد که در یک گفتگوی آنلاین یک‌بار از فرهادی پرسیدم: اگر همسر و مادرت در حال غرق شدن باشند کدام را نجات می‌دهی؟ و فرهادی جواب داد که « تا پای مرگ تلاش می‌کنم که هردوی ان‌ها را نجات دهم.»
فرهادی - انتخاب نتیجه‌ی آزادی واقعی است و دردناک بودن انتخاب نتیجه‌ی آزاد بودن برای انتخاب کردن است. جبر و تقدیر پشت به پشت در این مثال قدیمی وجود دارند. در این فیلم اساسا به دنبال مطرح کردن چنین سوال‌هایی بودم.
ایبرت - به‌صورت کلی‌نگرانه ما انتظار داریم که فیلم نگاهی انتقادی به جامعه‌ی امروزی ایران داشته باشد، اگرچه اتفاقات در دل جامعه‌ای کاملا ایرانی روی می‌دهد اما من نمی‌توانم درباره‌ی اندیشه‌های و عقاید موجود در آن حکم صادر کنم. به‌نظرم همه‌ی شخصیت‌های فیلم آدم‌های خوبی هستند که در دل خود با سوال‌های غیرممکنی مواجه می‌شوند. نقطه نظر خود نویسنده در این باره چیست؟
فرهادی -من همیشه فکر می‌کنم دیدگاه کارگردان در درجه‌ی دوم نسبت به کلیت فیلم قرار می‌گیرد.
- من ترجیح می‌دهم به‌جای سینمای انتقادی از اصطلاح سینمای پرسشگر استفاده کنم. من سعی می‌کنم جلوی مسائلی که نگرانم می‌کند علامت سوال قرار ‌دهم.
ایبرت - آیا وضعیت فعلی جعفر پناهی فیلمساز مشهور ایرانی، بر روی خلق چنین اثری که به‌حوزهای مذهب و قانون نزدیک می‌شود، تاثیری گذاشته؟
فرهادی - اگر چنین تاثیری هم وجود داشته من در طول ساخت فیلم از آن اگاه نبودم. فکر نمی‌کنم چنین مسایلی تاثیر کوتاه‌مدت چشمگیری داشته باشند اما در درازمدت آثار دلسردکننده‌ای بر‌روی فیلمسازان به‌جا خواهند گذاشت.
-شکی نیست که چنین شرایط و اتمسفری خودآگاه یا ناخودآگاه من را به سمت این شیوه‌ی روایتی سوق داده‌است. اما الان به این نتیجه رسیده‌ام که چنین سبکی در تمام جوامع و فرهنگ‌ها جواب می‌دهد. مردم نقاط مختلف دنیا با این سبک و شیوه ارتباط برقرار می‌کنند چون در این شیوه‌ی کار نگاه از بالا به پایین نسبت به آن‌ها وجود ندارد و با آن‌ها به‌عنوان ببینده‌های خنثی مانند تماشاگران فوتبال رفتار نمی‌شود.
ایبرت - ایده‌ی اصلی فیلم از کجا آمده است؟
فرهادی - من یک تصویری در ذهن خود داشتم که بعدها متوجه شدم از ماجرایی شکل گرفته که زمانی برادرم برایم تعریف کرده‌بود: مرد میان‌سالی که پدر پیر و مبتلا به آلزایمر خود را تنهایی حمام می‌کند. این تصویر مانند دکمه‌ای بود که من را وادار کرد برایش کت بدوزم!
......................
کافه سینما
آنی: دیشب کجا بودی؟
ریک: اون مالِ خیلی وقتِ پیشه، یادم نمیاد!
آنی: امشب چی؟ می بینمت؟
ریک: من هیچ وقت واسه آینده یِ اینقدر دور برنامه ریزی نمی کنم!

کازابلانکا
عکس‌های اختصاصی از فیلم‌های جشنواره فجر امسال
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1866._caffecinema.com_.jpg
7- «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» ساخته منوچهر هادی/ باحضور شهاب حسینی، آناهیتا نعمتی، یکتا ناصر و...
فیلم «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه‌کنندگی فرشته مهدی‌زاده آماده حضور در سي‌امين جشنواره فيلم فجر است.
در این فیلم شهاب حسینی، آناهیتا نعمتی، حمیدرضا پگاه، یکتا ناصر، مرتضی کوهی، شهین تسلیمی، مجید درستی، سارا اسماعیل پور و با معرفی هانیه غلامی به ایفای نقش می پردازند.
"یکی می خواد باهات حرف بزنه"با مضمون اجتماعی و درباره پیوند اعضا است. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: لیلا یک هفته فرصت دارد برای امری حیاتی از شوهر سابق‌اش رضایت بگیرد، اما...
منوچهر هادی پیش از این ساخت فیلم سینمایی "قرنطینه" را برعهده داشته و "یکی می خواد باهات حرف بزنه" دومین فیلم بلند سینمایی وی محسوب می شود. همچنین هادی تاکنون ساخت فیلم های تلویزیونی چون "پاپوش"، "روستای مرزی"، " بلندترین شب سال"،"چشم هایش" و... را برعهده داشته است.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/23-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/28-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/13-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/05-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/03-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/02-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/09-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/12-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/26-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/07-_caffecinema.com_.JPG
8- «خرس» ساخته خسرو معصومی/ باحضور پرویز پرستویی، مریلا زارعی، فرهاد اصلانی و...
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1862._caffecinema.com_.jpg
فیلم «خرس» به کارگردانی و نویسندگی خسرو معصومی و تهیه کنندگی جواد نوروز‌بیگی آماده حضور در جشنواره فیلم فجر است.
«خرس» در شمال کشور و بخش اعظم آن در منطقه کدیر فیلمبرداری شد و اواخر اسفندماه فیلمبرداری آن به پایان رسید. فیلمنامه این فیلم را معصومی به نگارش درآورده و قسمت‌هایی از آن در شهرک دفاع مقدس جلوی دوربین رفت. فیلم داستان رزمنده‌ای است که پس از سال‌ها اسارت به شهرش برمی‌گردد و با اتفاقاتی روبرو می‌شود.
در این فیلم بازیگرانی چون پرویز پرستویی، مریلا زارعی، فرهاد اصلانی، علی اوسیوند، ناصر آقایی، داود فتحعلی بیگی، مائده طهماسبی، ابوالفضل شاه‌کرم و اکبر معززی ایفای نقش می‌کنند.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/05-_caffecinema.com_111.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/02-_caffecinema.com_12.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/07-_caffecinema.com_d.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/03-_caffecinema.com_11.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/09-_caffecinema.com_1111.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/18-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/17-_caffecinema.com_.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/13-_caffecinema.com_r.JPG
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/10-_caffecinema.com_.JPG
9- «من و زیبا» ساخته فریدون حسن‌پور/ با حضور پرویز پرستویی، شهاب حسینی، رضا ناجی و...
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1849._caffecinema.com_.jpg
فیلم «من و زیبا» به کارگردانی فریدون حسن‌پور و تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی آخرین مراحل فنی را برای حضور در جشنواره سی‌ام می‌گذراند.
«من و زیبا» داستان زندگی پیرمردی است که در مواجه شدن با اطرافیانش با اتفاقات عجیب و غریبی روبرو می‌شود. در این فیلم پرویز پرستویی، شهاب حسینی، عمار آقایی، دریا عاشوری، صادق صفائیان، رضا ناجی، حدیث میرامینی، سیما خضرآبادی و... ایفای نقش می‌کنند.
حسن‌پور تاکنون فیلم‌هایی چون «پای پیاده»، «نشانی»، «در مه بخوان»، «وقتی همه خواب بودند» و... کارگردانی کرده است.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/20-_caffecinema.com_.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/13-_caffecinema.com_ddd.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/12-_caffecinema.com_dd.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/07-_caffecinema.com_y.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/14-_caffecinema.com_ee.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/11-_caffecinema.com_ff.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/02-_caffecinema.com_s.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/01-_caffecinema.com_a.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/04-_caffecinema.com_z.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/05-_caffecinema.com_v.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/g.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/17-_caffecinema.com_se.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/22-_caffecinema.com_.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/06-_caffecinema.com_w.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/03-_caffecinema.com_d.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/08-_caffecinema.com_wq.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/18-_caffecinema.com_eas.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/21-_caffecinema.com_.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/23-_caffecinema.com_ae.jpg
هنر،مزرعه بلال نیست که محصولش بهتر شود.
ارستاره های اسمان هم یکی میشود کوکب درخشان،الباقی ای سوسومیزنند.
(کمال الملک)
آیا روز نخست جشنواره فجر، بازی پرسپولیس و استقلال در برج میلاد پخش خواهد شد؟
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1860._caffecinema.com_.jpg
سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر در سالن رسانه‌ها از 13 بهمن 1390 آغاز می‌شود. از سوی دیگر این همان روز داربی بزرگ پایتخت هم هست. روزی که پرسپولیس و استقلال به مصاف یکدیگر می‌روند. شنیده‌ها حاکی از این است که قرار شده این بازی در برج میلاد و روی پرده برای نماینده‌های رسانه به شکل مستقیم پخش شود. آن چه این تصمیم را قوت می‌بخشد؛ این نکته است که کمتر تهیه کننده‌ای حاضر خواهد شد فیلم‌اش همزمان با این بازی پرطرفدار روی پرده برود. نمایش این بازی روی پرده سالن رسانه‌ها، و بازتاب‌ها و حواشی‌اش، می‌تواند شور و هیجانی به جشنواره در مسیر حرکت‌اش ایجاد کند. کافه سینما امیدوار است تصمیم نهایی گرفته شود و این اتفاق جذاب، به کمک مهم‌ترین رویداد سینمایی ایران بیاید.
کاش همون سال ها پیش با اسلحه می کشتیش الان اونقدر ثروتمند شده که نمیشه

کشتش!
( غول اثر جورج استیونس)
جديدترين گفت و گوي امين حيايي درباره وضعيت بازيگري،سريال ساخت ايران و فيلم هايش در جشنواره/ در قلاده هاي طلا نقش يك مامور وزارت اطلاعات را بازي مي كنم
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «امین حیایی» بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون است که تاکنون در بیش از 50 فیلم سینمایی ایفای نقش کرده است. وی از سال 70 با فیلم «دو همسفر» به سینما آمد و در نقش‌های متفاوتی ظاهر شد.
«مهمان مامان» (داریوش مهرجویی)، «کما» (آرش معیریان)، «نقاب» (کاظم راست‌گفتار)، «ستاره‌ها» (فریدون جیرانی)، «زن زیادی» (تهمینه میلانی)، سن‌پترزبورگ (بهروز افخمی)، «اخراجی‌ها» (مسعود ده‌نمکی)، «دختر ایرونی» (محمدحسین لطیفی)، «زن‌ها فرسته‌اند» (شهرام شاه‌حسینی)، «بیداری رویاها» (محمدعلی باشه‌آهنگر) و «پوپک و مش ماشاالله» (فرزاد موتمن) از جمله فیلم‌هایی است که حیایی در آن‌ ایفای نقش کرده است.
حیایی شهرتش را مدیون تلویزیون می‌داند، وقتی با مجموعه «آپارتمان» بر صفحه تلویزیون‌ ظاهر شد و بعدها هم با سریال‌هایی چون «مهر خوبان»، «دو پنجره»، «روزگار جوانی» و «همسایه‌ها» بیش از پیش هنر بازیگری‌اش را به رخ کشید.
وی که چندی پیش با سریال «قلب یخی» میهمان شبکه نمایش خانگی بود، به تازگی برای تصویربرداری بخش‌های خارج از کشور سریال «made in iran» به بیروت آمده است.
از فرصت استفاده کردیم و در این هوای دلچسب و بارانی شهر بیروت تصمیم گرفتیم گفت‌وگوی کوتاهی درخصوص وضعیت و جایگاه بازیگری در کشور با این بازیگر داشته باشیم.
متن کامل گفت‌وگو به شرح زیر است:
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/11-_caffecinema.com_o.JPG


* الان در لبنان مشغول چه کاری هستید؟

- در حال حاضر در بیروت مشغول بازی در سریال «ساخت ایران» (made in iran) به کارگردانی «محمدحسین لطیفی» هستم. موضوع این سریال طنز است و داستان از تهران شروع می‌شود، وقتی که جای من با یک دانشمند نانو تکنولوژی عوض می‌شود و برای پناهنده شدن به خارج می‌روم. گروهی که منتظر دانشمند بودند، من را با خودشان می‌برند و فکر می‌کنند که من آن دانشمند هستم. این سریال در 12 قسمت برای پخش در شبکه نمایش خانگی ساخته می‌شود.

* در این سریال با چه بازیگرانی هم‌بازی هستید؟

- در سریال ساخت ایران، آقای «بهنام تشکر» نقش دانشمند را بازی می‌‌کند، خانم «بهاره رهنما» هم نقش همسرش را بازی می‌کند. آقای «فرهاد اصلانی»، خانم «گوهر خیراندیش» و ... هم از دیگر بازیگران این سریال هستند که قرار است تعداد دیگری از بازیگران هم به پروژه اضافه شوند.

* چندی پیش صحبت‌هایی درخصوص قطع همکاری شما با پروژه «قلب یخی» و آقای کمال طباطبایی در رسانه‌ها منتشر شد، در این رابطه کمی توضیح می‌دهید؟

- این صحبت‌‌ها فقط یک شایعه و حاشیه‌سازی بود و اصلا صحت نداشت. نه ایشان اعتراضی کرده بود، نه بنده. اتفاقا قرارداد کار هم بسته شده و صحبت کردیم. انشاءالله از فروردین سال آینده «قلب یخی3» را شروع کنیم، البته گویا قرار است آقای
«سامان مقدم» کارگردانی این مجموعه را با یک گروه جدید به عهده بگیرند.

* امسال در جشنواره فیلم فجر حضور دارید؟

- خودم که سر فیلمبرداری این کار هستم و فرصت حضور در جشنواره را ندارم ولی فیلم‌هایی که در آن بازی کردم یکی فیلم «قلاده‌های طلا» کار آقای ابوالقاسم طالبی بود که کار فوق‌العاده‌ای شده است. برای صداگذاری کار که رفته بودم، صحنه‌‌هایی از فیلم را دیدم، خیلی کار شسته رفته و تمیزی شده که ریتم خوبی هم داشت. خیلی لذت بردم، چون واقعا کار متفاوتی دیدم. کار آقای «سیدجواد هاشمی» (آهوی پیشونی سفید) فیلم دیگری است که در آن حضور دارم، می‌گویند فیلم خوبی شده ولی من خودم هنوز فرصت نکردم فیلم را ببینم. وقتی در این فیلم کار می‌کردیم نشان می‌داد که کار خوبی از آب درمی‌آید. با سید‌جواد هاشمی «اخراجی‌ها» را کار کرده بودم ولی من وجوه دیگر آقای هاشمی را نمی‌دانستم که هم نویسنده خوبی هستند و هم کارگردانی خوبی در کار داشتند. انقدر که ایشان در این کار انرژی گذاشت، واقعا ما خجالت می‌کشیدیم که انقدر این مرد تلاش می‌کند که یک کار خوب انجام دهد. گروه خیلی خوبی داشت و من وقتی این انرژی را می‌دیدم، انرژی می‌گرفتم و دوست داشتم با تمام انرژی کار کنم. هم من هم همسرم در این فیلم بازی کردیم و سعی کردیم بازی خوبی داشته باشیم.
فیلم دیگرم «خودزنی» به کارگردانی «احمد کاوری» است که در این فیلم «امیررضا دلاوری» نقش اصلی را دارد و من هم چند سکانس بازی دارم که خیلی راضی‌ام از آن سکانس‌ها، چون نقش متفاوتی بازی کردم.

* از سه فیلمی که در جشنواره دارید، دو فیلم آن سیاسی است، چطور شد که در این فیلم‌ها ظاهر شدید؟

- نمی‌توان گفت سیاسی است. فیلم آقای کاوری یک کار درام است. داستان شخصی است که از زندان آزاد می‌‌شود و زن و بچه‌اش را از دست داده و حالا دنبال آن‌هاست و درگیر ماجراهایی می‌شود. من هم تا جایی که بتوانم به او کمک می‌کنم. «آهوی پیشونی سفید» هم که یک کار کودک است و «قلاده‌های طلا» هم در واقع من نقش یک مامور اطلاعات را دارم که به دنبال یک جاسوس هستم که وارد ایران شده و اتهام جاسوسی در وزارت ارطلاعات به من وارد شده است. من از وزارت اطلاعات بیرون می‌آیم و خودم به تنهایی پیگیر ماجرا می‌‌شوم که این جاسوس چه کار می‌کند و چه نقشه‌هایی دارد تا بتوانم خودم دستگیرش کنم و تحویلش بدهم. ماجرا این است البته این اتفاقات در دوره انتخابات می‌گذرد. این جاسوس می‌خواهد تنش‌ها را زیاد کند و مردم را به جان همدیگر بیاندازد، می‌خواهد مردم را به جان بسیج بیاندازد، چون خیلی از مردم فقط ایستادند و نگاه می‌کنند، این‌ جاسوس‌ها هستند که اغتشاشات و درگیری‌ها را شروع می‌کنند، اسلحه و تیم دارند و ما با آن‌ها درگیر می‌شویم.
«قلاده‌های طلا» خیلی فیلم نویی شده و ساخت خیلی زیبایی دارد و احساس می‌کنم از فیلم‌های خاص جشنواره باشد.

* کمی از خبر و جشنواره فاصله بگیریم و به بحث بازیگری بپردازیم. بعضی از منتقدان و کارشناسان معتقدند در سینمای امروز ایران جایگاه یک بازیگر آن‌طور که باید باشد، نیست و در واقع شأن و جایگاه یک بازیگر نسبت به گذشته نزول پیدا کرده است. نظر شما در این رابطه چیست؟

- مقتضیات زمان باعث می‌شود هر دوره‌ای سینمای خودش را داشته باشد، الان سینمای جوان آمده با این شکل و ابعاد و بازیگرها. مسلما اگر فکر می‌کنیم شأن بازیگرانمان پایین آمده، شاید شأن سینمای ما پایین آمده است. شاید مشکل اصلی خود سینماست. شاید فیلم‌نامه‌هایمان ضعیف شده، شاید کارگردان‌هایمان ضعیف شدند، شاید تهیه‌کننده‌ها فقط دست به کارهایی می‌زنند که فقط برای‌شان پول بسازد و فکر ساخت فیلم‌های هنری نیستند. شاید کار هنری دیگر گیشه ندارد. شاید مردم‌مان این‌طور می‌خواهند. ما پاسخگوی مردم هستیم، مردم هر سبکی که دوست داشته باشند را انتخاب می‌کنند و ما هم مجبوریم آن سبک را دنبال کنیم. خودمان تا حدی می‌توانیم به آن‌ها خط بدهیم.
من خودم کارهای هنری انجام دادم ولی هیچ کدام فروش کارهای دیگرم را نداشته است، یعنی مردم به آن صورت از کارهای هنری من استقبال نکردند و بیشتر از کارهای طنز من خوش‌شان آمده است.
سینما در ابتدا باید به یک رشدی از لحاظ مالی برسد تا بعد از آن بتوان به دنبال سینمای هنری رفت. وقتی می‌بینیم مردم دنبال این هستند که به سینما بیایند و شاد شوند، مسلما ما جوابگوی این حوزه هستیم. شاید مردم آن شادی را در خانه و جامعه‌شان نداشته باشند و برای به دست آوردن آن به سینما می‌آیند. شاید تفریحی نداشته باشند که حالا بخواهند به سینما بیایند و به ابعاد ذهنی و فلسفی‌ و هنری‌شان اضافه کنند. مردم برای ما مسیرها را مشخص می‌کنند و ما را به سمت‌هایی که می‌خواهند سوق می‌دهند.
من آن زمان که برای اولین بار به سینما آمدم در فضای سیاسی جامعه با یک فیلم نیمه سیاسی به نام «دو همسفر» به سینما ورود کردم. بعد از آن فضای بزهکاری اتفاق افتاد که فیلم‌های خاص خودش را می‌خواست. پس از آن فضای فیلم‌های جنگی باب شد. این فیلم‌ها هم پس از مدتی کنار رفت و نوبت فیلم‌های عشقی رسید که تا آخرش را درآوردند و ته‌دیگش را هم درآوردند و انواع فیلم‌های عشقی ساخته شد. پس از آن فیلم طنز جایگزین شد که ما این مسیر را ادامه دادیم.
شکل ما با شکل جامعه است، فکر نکنید بازیگرهای ما شأن‌شان پایین آمده است، نه همه بازیگرهای ما باشخصیت و انسان‌های پاکی‌ هستند، همه قابل احترام و به فکر انجام یک کار مثبت هستند، همه دوست دارند این اتفاق برای‌شان بیفتد ولی جامعه، ما را به این سمت سوق می‌دهد. این جور فیلم‌ها بیشتر جوابگوی مردم است و مردم این تیپ فیلم‌ها را بیشتر دوست دارند و ما هم مجبوریم که همین سبک فیلم‌ها را کار کنیم تا سینمایمان رونق پیدا کند تا بقیه هم بتوانند در این سینما کار کنند. خیلی‌ها از سینما زده شده‌اند و بعضی تهیه‌کنند‌ه‌ها به راحتی کنار می‌روند. من تهیه‌کننده‌هایی می‌شناسم که دوست دارند برای هنر مملکت‌شان کار کنند و برای کشورشان افتخار آفرین باشند و فیلم‌های هنری بسازند، ولی به راحتی زمین می‌خورند و فیلم‌هایشان فروش نمی‌کند. شاید مردم خیلی از چیزهایی که ما با ‌فیلم‌ها می‌خواهیم به آن‌ها بگوییم یا در کتاب‌ها می‌خوانند یا در رادیو تلویزیون و رسانه‌ها می‌بینند. شاید دوست دارند در سینما فقط چند دیالوگ بشنوند و بخندند، یا به عشق هنرپیشه محبوب‌شان به سینماها بیایند. در کل ما جوابگوی نیازهای مردم هستیم.

* تهیه‌کننده‌ها هم بر اساس رابطه، افرادی را به عنوان بازیگر به سینما معرفی می‌کنند که این موضوع می‌تواند در زمینه افت کیفیت بازیگری موثر باشد.

- همین طور است، ولی به نظرم خودشان به جایی نمی‌رسند. خیلی‌ها فکر می‌کنند بازیگری خیلی زود و راحت به دست می‌آید. اولا چیزی که خیلی زود به دست می‌آید، خیلی زود از دست می‌رود یعنی موقعیت‌اش را خیلی زود از دست می‌دهد، چون بازیگری چیزی نیست که به راحتی به دست بیاید. بازیگری یک مسیری است که ریشه دارد، ریشه آن می‌تواند تئاتر باشد. باید از تئاتر شروع کنی و ریشه بازیگری را در خودت پیدا کنی. باید روی بیان و فیزیک و میمیک صورتت کار شود. ما تمام این کارها را از بچگی انجام دادیم‌. مربی و دوره‌های تئاتر داشتیم، بیان با ما کار می‌کردند، نرمش‌ها و ورزش‌های بدنی داشتیم، حرکات فرمیک داشتیم، تمرین‌های دست جمعی مثل پرتاب دیالوگ داشتیم یعنی یک دیالوگی من شروع می‌کردم، ادامه‌اش را نفر بعدی می‌گفت و به همین ترتیب پاس‌کاری می‌کردیم. این کارها ذهنیت‌مان را خلاق می‌کرد، بیان و روی ما را باز می‌کرد، برای اینکه بتوانیم حرف بزنیم. پله پله شد که به اینجا رسیدیم. همه بچه‌هایی که در سینما رشد می‌کردند و به موفقیت می‌رسیدند، بدون زحمت نیامدند. هیچ کدام از بازیگرانی که جایگاهی برای خودشان دارند، نه با پارتی آمدند نه اینکه پولی به کسی دادند که به سینما بیایند. آن کسی که واقعا این‌کاره بوده و استعداد داشته، خدا خودش وسیله‌ای قرار می‌داد و مسیری باز می‌کرد که این آدم به سینما بیاید و موفق شود.
یک سری از طریق تلویزیون شهرت پیدا می‌کنند، خود من شهرتم را مدیون تلویزیون هستم، وقتی که سریال‌های تلویزیونی را کار کردم، همه من را شناختند. خیلی‌ها می‌گویند چرا امین حیایی دیگر سریال بازی می‌کند، خوب سریال یک مقطعی از زندگی من بود، مثل دوران دبیرستان و باید حالا وارد دانشگاه شوی که حرفه‌ای‌تر و حساس‌تر است.
در آن دوره‌ای که کار می‌کردیم فیلم‌ها نگاتیو و میزان پخش نگاتیو محدود بود. به کارگردان یک تعداد حلقه نگاتیو می‌دادند و می‌گفتند با این تعداد می‌توانی فیلمت را بسازی. برای ما یک برداشت،‌ یک برداشت بود، حرفه‌ای‌گری در سینما این بود که با یک برداشت پلان را تمام کنی که به تهیه‌کننده و کارگردان کمک شود تا بتواند فیلم بعدی‌اش را بسازد. نه اینکه نگاتیوها را حرام کنیم برای اینکه تازه بخواهیم یاد بگیریم. نه این خبرها نبود، باید کامل یک مسیر بازیگری را رد می‌کردی. تلویزیون برای من این ویژگی را داشت، فرصتی بود برای اینکه بتوانم خودم را پیدا کنم و تجربه کسب کنم، بتوانم در واقع به آرامش و اعتماد به نفسی برسم که در مقابل دوربین سینما با یک برداشت،‌ دو برداشت و حد‌اکثر سه چهار برداشت بتوانیم پلان را بگیریم ولی الان سینمای ما دیجیتال شده و مشکل نگاتیو نداریم. الان همان بازیگرهایی که جلوی دوربین تلویزیون هستند، می‌توانند کار سینمایی هم انجام بدهند و اگر تعداد برداشت‌های‌شان هم زیاد شود، مشکلی نیست. میدان کار نسبت به گذشته کمی بازتر شده و قطعا هجوم افراد به این حوزه زیاد می‌شود؛ چراکه خیلی‌ها‌ دوست دارند در این عرصه فعالیت کنند و به جایی برسند. من هم برای همه‌شان آرزوی موفقیت دارم ولی باید زحمت بکشند، باید تلاش کنند و فکر نکنند که بازیگری خیلی ساده است. اعتماد به نفس بازیگری نباید کاذب باشد و واقعا باید اعتماد به نفس دورنی باشد. به نظرم بازیگری یک مسیر پالایش درونی است. من در خودم این را دیدم، چون بازیگر الگو می‌شود، بازیگر به هر صورت وقتی رشد می‌کند برای جامعه‌اش الگو می‌شود و همین الگو بودن برای جامعه باعث می‌شود که از درون خودش را شروع کند به ساختن. اگر قرار است الگوی جوان‌ها شوم، باید آدم سالم و درستی باشم. اخلاقم درست باشد، ‌انسان خوش‌رفتاری باشم، برخوردم درست باشد، بیان خوبی داشته باشم، بتوانیم روابط عمومی خوبی داشته باشم، در کار مخصوصا باید ارتباط خوبی با عوامل داشته باشم و همه را دوست داشته باشم تا همه هم با من ارتباط خوبی داشته باشند و بستر برای کار من فراهم شود. وقتی تنش در کار باشد و به عنوان یک الگو قبولم نداشته باشند، مسلما کمکم نمی‌کنند و به قول معروف موج خوبی به من نمی‌دهند. خیلی‌ها این اتفاق برای شان می‌‌افتد، در صورتی که خیلی هم زحمت کشیدند ولی می‌بینی که کار درنیامده است. شاید هنوز نتوانسته آن رابطه را در گروهش ایجاد کند که گروه هم پاسخگوی موج مثبتش باشد.

* بحث دانش علمی هم در این زمینه خیلی موثر است.

- صد در صد. دوره‌ای که ما وارد سینما شدیم، فقط یک رشته نمایش در دانشگاه سراسری با یک تعداد محدود وجود داشت که خیلی مشکل بود با یک بخش تئاتر. چیز دیگری نبود، نه کلاس آموزش بازیگری وجود داشت نه کلاس سینما. از حدود 12، 13 سال قبل به این طرف بود که این کلاس‌ها و آموزشگاه‌ها جا افتاد که یک موقعیت‌ است برای کسانی که می‌‌خواهند بدانند این‌کاره هستند یا نه. اگر استعداد داشته باشند، قطعا از چشم اساتید نمی‌افتند، اساتید مثل یک کارگردان بازیگران را می‌بینند و انتخاب می‌کنند. وقتی استاد ببیند حرکت و نگاه و فیزیک و بدن فرد - که همگی ظاهر است – حرفی برای گفتن دارد، او را از دست نمی‌دهد. البته این‌ها چیزهای ظاهری است که برای اول کار است، بعد از آن اخلاق طرف است. وقتی ببینند یک بازیگر در کار اول اخلاقش می‌لنگد، دفعه بعد با او کار نمی‌کنند؛ پس باید طرف به همه چیز فکر کند. اول به اخلاق و روابط عمومی و بعد به تکنیک‌ها و فن‌های بازیگری. همه این‌ها در کار درصد دارد، باید درصد‌ها را رعایت کرد تا بتوانیم در کار موفق شویم. ولی خوب بعضی دوستان شاید نسبت به این موضوعات آگاهی و شناخت ندارند و زمین هم می‌خورند که آسیبش خیلی بیشتر است. اگر می‌خواهند آسیب نخورند باید راه درست را بروند و بدانند که قرار است الگو باشند و الگو‌ها هم نباید ‌ریا کند، باید خودش و شخصیت واقعی‌‌اش را بشناسد، ماسک نرنند جلوی صورت‌‌‌‌اش و در دورن یک چیز باشد و در ظاهر چیز دیگری. باید صورت و سیرت‌شان یکی باشد که در واقع آن پالایش درونی در آن‌ها انجام شود. بعد تازه می‌فهمد این مسیر اصلا مسیری بوده که به این پالایش روحی برسد. اگر خدا این مسیر را در زندگی‌‌اش انتخاب کرده، می‌‌خواسته او را به یک کمال روحی و تکامل برساند، وگرنه شهرت و مقاوم و ثروت که در این کار وجود دارد می‌گذرد؛ مردم در نهایت اخلاقیات بازیگر محبوب‌شان را دوست دارند. خیلی‌ها به من می‌گویند آقای حیایی ممکن است شما خیلی بازیگر خوبی باشید ولی ما اخلاقت را بیشتر دوست داریم، ما با اخلاقت بیشتر حال کردیم، همانی که در فیلم‌ها می‌بینیم هستی و بازی نمی‌کنی. اگر این نقاط نباشد، به نظرم بازیگر به هر نقطه‌ای هم برسد ممکن است یک دفعه زیر پایش خالی شود و به زمین بخورد؛ باید جای پایش را محکم کند و اگر می‌‌خواهد به نوک قله برسد، پایه‌های قوی لازم است
.
دوست دارم اونی كه منو می كشه از روی نفرت بكشه نه از روی وظیفه
بهد از ظهر سگی
خبر فوری: آنجلوپولوس کارگردان مشهور یونانی بر اثر یک تصادف از میان ما رفت
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1863._caffecinema.com_.jpg
تئو آنجلوپولوس، کارگردان مشهور یونانی، در 76 سالگی بر اثر تصادف با یک موتورسیکلت کشته شد. به گزارش کافه‌سینما به نقل از گاردین، مرگ این کارگردان بزرگ هنگام فیلمبرداری آخرین فیلمش، دریای دیگر، رخ داد. پلیس و کارکنان بیمارستانی که آنجلوپولوس در آن جان سپرد اعلام کردند آنجلوپولوس به شدت از ناحیه سر دچار آسیب شده بود و تلاش پزشکان هم نتوانست او را از مرگ نجات دهد و آنجلوپولوس پس از انتقال به بیمارستان درگذشت. آنجلوپولوس در حال عبور از عرض یک جاده در نزدیکی محل فیلمبرداری فیلمش بود که این حادثه برایش رخ داد.
زندگی شخصی:
آنجلوپولوس (با نام کامل تئودوروس آنجلوپولوس، متولد 17 آوریل 1935 در آتن) در دوران کودکی‌اش نبردهای خونین جنگ جهانی دوم و سپس جنگ داخلی یونان را از نزدیک تجربه کرد. اتفاقاتی که بخش مهمی از فیلم‌های اولیه‌اش را به خود اختصاص داده‌اند. او ابتدا در دانشگاه یونان در رشته حقوق مشغول به تحصیل شد. اما در میانه راه درسش را رها کرد و به فرانسه رفت تا در آنجا در رشته سینما به تحصیل بپردازد. بعد از بازگشت به یونان به عنوان روزنامه‌نگار و منتقد مشغول به کار شد تا این که در سال 1967، اوج حکومت دیکتاتوری در یونان، اولین فیلمش را ساخت.
فیلم‌ها:
از جمله مطرح‌ترین آثار آنجلوپولوس می‌توان به این فیلم‌ها اشاره کرد: اسکندر کبیر (1980)، سفر به سیترا (1984)، چشم‌اندازی در مه (1988)، گام معلق لک‌لک (1991)، نگاه خیره اولیس (1995)، ابدیت و یک روز (1998)، دشت گریان (2004)
مؤلفه‌های اصلی آثار:
فیلم‌های آنجلوپولوس غالباً ریتم بسیار کندی دارند و بسیار با طمأنینه پیش می‌روند. او شیفته سینمای مدرن اروپا و آثار کارگردانانی چون آندری تارکوفسکی بود و سبک کلی آثارش هم متأثر از این نوع سینما بود. آنجلوپولوس در بیشتر فیلم‌های معروفش به مضامینی چون آوارگی و سرگشتگی، عشق گمشده، مرگ و تعلق به خاک و سرزمین پرداخته است.
جوایز:
آنجلوپولوس جوایز فراوانی را در طول دوران تقریباً جهل ساله هنری‌اش دریافت کرد که از جمله آن‌ها می‌توان به نخل طلای جشنواره کن برای فیلم ابدیت و یک روز (1998)، جایزه ویژه هیئت داوران کن برای فیلم نگاه خیره اولیس (1995)، هفت جایزه از جشنواره ونیز که شش تای آن‌ها به خاطر فیلم چشم‌اندازی در مه (1988) بود، و چهار جایزه از جشنواره فیلم برلین اشاره کرد.
از میان آثار او سفر به ستیرا و چشم اندازی در مه، در ایران به نمایش عمومی درآمده‌اند. او به ایران هم سفر کرده بود.
بعضی وقت ها این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سرهم میاریم می بخشه؟

ولی بعد به دوروبرم نگاه میکنم و به ذهنم میرسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده.

الماس خونین
بررسی و آنالیز کامل نامزدهای آکادمی/ اولین‌ها، رکورد‌ها و آمارهای جذاب در همه رشته‌ها/داده‌های تاریخی اسکار
با اعلام اسامی نامزدهای اسکار امسال، تحلیل‌ها و بررسی‌ها در مورد انتخاب‌های آکادمی آغاز شده است. هر ساله بررسی آماری نامزدهای اسکار از جذابیت بسیاری برخوردار است. سالی که پس از پس از ۸۳ سال فیلمی صامت نامزد بهترین فیلم شده است و پس از ۱۳ فیلمی از ایران در بین نامزدهای بخش فیلم خارجی زبان حضور دارد. این آنالیز کامل به تفکیک رشته‌های اسکار را در کافه سینما بخوانید:
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/oscars-2012.jpg
بخش بهترین فیلم
• امسال برای اولین بار ۹ فیلم در بخش بهترین فیلم نامزد شده‌اند: آرتیست، اولاد، بسیار بلند و فوق‌العاده نزدیک، خدمتکار، هوگو، نیمه‌شب در پاریس، مانی‌بال، درخت زندگی، اسب کارزار
هوگو با ۱۱ نامزدی پیشتاز اسکار امسال است و بعد از آن آرتیست ۱۰ نامزد قرار می‌گیرد. مانی بال و اسب کارزا هر کدام با ۶ نامزد، اولاد و دختری با خالکوبی اژد‌ها با ۵ نامزد و خدمتکار و نیمه شب در پاریس با ۴ نامزد در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
• فیلمی که بیشترین تعداد نامزد را داشته در ۱۵ دوره از بیست دوره گذشته، اسکار بهترین فیلم را برده است.
• از بین ۹ فیلم، ۲ تای آن‌ها در بهار اکران شدند (نیمه شب در پاریس و درخت زندگی) یکی در تابستان اکران شد (خدمتکار)، چهارتا در پاییز (مانی بال، اولاد، هوگو، آرتیست) و ۲ تا در زمستان اکران شدند (اسب کارزار، خیلی بلند و بسیار نزدیک)
آرتیست پنجمین فیلم صامتی است که نامزد بهترین فیلم اسکار می‌شود. اتفاقی که بعد از ۸۳ سال می‌افتد، آخرین فیلم‌های صامتی که نامزد بهترین فیلم اسکارشده اند: بال‌ها (۱۹۲۷/۱۹۲۸، برنده اسکار)، راکت (۱۹۲۷/۱۹۲۸) هفتمین طبقه بهشت(۱۹۲۷/۱۹۲۸) میهن پرست (۱۹۲۸/۱۹۲۹)
آرتیست هفتمین فیلم سیاه و سفیدی است که از سال ۱۹۷۰ تا به حال نامزد بهترین فیلم شده است. شش فیلم دیگر عبارت بوده‌اند از: آخرین نمایش فیلم (۱۹۷۱)، لنی (۱۹۷۴)، مرد فیل نما (۱۹۸۰)، گاو خشمگین (۱۹۸۰)، فهرست شیندلر (۱۹۹۳، برنده اسکار)، شب به خیر و موفق باشید (۲۰۰۵)
هوگو چهارمین فیلم سه بعدی است که نامزد بهترین فیلم اسکار می‌شود. سه فیلم دیگر عبارتند از:آواتار (۲۰۰۹)، بالا (۲۰۰۹)، داستان اسباب بازی ۳ (۲۰۱۰)، و می‌تواند اولینی باشد که اسکار را می‌برد.
• با نامزدی اسب کارزار در بخش بهترین فیلم اسکار، کیتلین کدی و استیون اسپیلبرگ در مقام تهیه کننده رکورد بیشترین نامزد بهترین فیلم اسکار را با هفت فیلم شکستند و بالا‌تر از استنلی کرامر قرار گرفتند.
بخش بهترین کارگردانی
وودی آلن برای هفتمین بار نامزد بهترین کارگردانی اسکار شده است. آخرین باری که نامزد بهترین کارگردانی شده بود به ۱۷ سال پیش بر می‌گردد با فیلم گلوله‌ها بر فراز برادوی (۱۹۹۴)
میشل هازاناویسیوس هشتمین کارگردان فرانسوی است که در بخش بهترین کارگردانی نامزد اسکار می‌شود. ما بقی عبارت بوده‌اند از: ژان رنوار برای فیلم جنوبی (۱۹۴۵)، کلاد للوچ برای فیلم یک مردو یک زن (۱۹۶۶)، رومان پولانسکی برای فیلم محله چینی‌ها (۱۹۷۴)، تس (۱۹۸۰) و پیانیست (۲۰۰۲، برنده اسکار)، فرانسوا تروفو برای فیلم روز برای شب (۱۹۷۴)، ادوار مولینارو برای فیلم قفس دیوانه‌ها (۱۹۷۹)، لوئیس ماله برای فیلم شهر آتلانتیک (۱۹۸۱) و باربت شرودر برای فیلم بخت برگشته گی (۱۹۹۰)
مارتین اسکورسیزی برای بار هفتم نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی و در مجموع برای بار دهم نامزد اسکار می‌شود(با احتساب نامزدی اش برای فیلم هوگو به عنوان تهیه کننده). او می‌تواند برای دومین بار این اسکار را دریافت کند، البته این بار برای فیلمی خانوادگی و سه بعدی.
• فقط سه فیلم توانسته‌اند اسکار بهترین فیلم راببرند در حالی که کارگردانشان نامزد اسکار نبوده است: بال‌ها (۱۹۲۷/۱۹۲۸)، گرند هتل (۱۹۳۱/۱۹۳۲)، رانندگی برای خانم دیزی (۱۹۸۹). این نشانه خوبی برای فیلم‌های خدمتکار، مانی بال، اسب کارزار و خیلی بلند و بسیار نزدیک نیست
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/67591225-24083156.jpg
بخش بهترین بازیگری
• شباهت انتخاب‌های اتحادیه بازیگران سینمای آمریکا (SAG) با اسکار در دو سال گذشته به ترتیب ۱۹ از ۲۰ و ۱۷ از ۲۰ بوده است و امسال نیز ۱۷ از ۲۰ نامزد اسکار با SAG مشابه بوده است. تفاوت‌های امسال عبارت بوده‌اند از: برای بهترین بازیگر مرد در لیست اسکار‌گری الدمن (بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس) جایگزین لئوناردو دی کاپریو (جی ادگار) شده است، در بخش بهترین بازیگر زن رونی مارا (دختری با خالکوبی اژد‌ها) جایگزین تیلدا سوئینتن (باید درباره کوین حرف بزنیم) شده است و در بخش بازیگر مکمل مرد ماکس فن‌سیدو (بسیار بلند و خیلی نزدیک) جایگزین آرمی همر (جی ادگار) شده است.
• بازیگران زیر برای اولین بار نامزد اسکار شده‌اند: دمیان بشیر (یک زندگی بهتر)، ژان دوژاردین (آرتیست)،‌گری الدمن(بندزن خیاط سرباز جاسوس)، رونی مارا (دختری با خالکوبی اژد‌ها)، جونا هیل (مانی‌بال)، برنیس بژو (آرتیست)، جسیکا چاستین(خدمتکار)، ملیسا مک‌کارتی (ساقدوش‌ها)، اکتاویا اسپنسر (خدمتکار)
جورج کلونی (اولاد) در چهار سال گذشته برای سومین بار نامزد اسکار بازیگری می‌شود. سال ۲۰۰۷ برای فیلم مایکل کلایتون و ۲۰۰۹ برای فیلم بالا در آسمان. او می‌تواند امسال برای بار اول در بخش بهترین بازیگر مرد برنده اسکار شود. (او اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد را برای فیلم سیریانا (۲۰۰۵) دریافت کرده است)
مریل استریپ (بانوی آهنین) برای بار هفدهمین نامزد بازیگری در اسکار شده و رکورد بالا‌ترین نامزدی اسکار در رشته‌های بازیگری خود را ارتقا بخشید (او ۱۴ بار در بخش بهترین بازیگر و سه بار در بخش بهترین بازیگر مکمل نامزد شده است)
گلن کلوز (آلبرت نابس)، نامزد بهترین بازیگر زن، پس از ۲۳ سال دوباره توسط آکادمی انتخاب شده است. او پنج بار نامزد بهترین بازیگری در اسکار شده است (دو بار بازیگر اصلی و سه بار بازیگر مکمل). آخرین نامزدی او برای فیلم رابطه‌های خطرناک (۱۹۸۸) بوده است.
ماکس فن‌سیدو (بسیار بلند و فوق‌العاده نزدیک) و کریستفر پلامر(مبتدی‌ها)، هردو ۸۲ ساله، دومین و چهارمین فرد مسنی هستند که در بخش بهترین بازیگر مکمل نامزد می‌شوند. هال هلبروک در سال ۲۰۰۷ در حالی برای فیلم به سوی طبیعت وحشی نامزد اسکار شد که ۸۲ سال داشت و البته چند ماه پیر‌تر از نامزدهای اسکار امسال بود.
جسیکا چاستین و اکتاویا اسپنسر هر دو برای فیلم خدمتکار نامزد اسکار در بخش بهترین بازیگر مکمل زن شده‌اند، اتفاقی که سه بار در چهارسال گذشته افتاده است: آمی آدامز و ویولا دیویس (شک، ۲۰۰۸)، ورا فرمیگا و آنا کندریک (بالا در آسمان، ۲۰۰۹)، آمی آدامس و ملیسا لئو (مشت زن، ۲۰۱۰)
بخش بهترین فیلمنامه
وودی آلن (نیمه شب در پاریس) با نامزدی در بخش بهترین فیلم نامه رکورد خودش در تعداد نامزدی برای فیلمنامه نویسی را ارتقا بخشید. او ۱۵ بار در بخش فیلمنامه غیر اقتباسی نامزد اسکار شده است که اگر امسال این جایزه را ببرد اولین کسی است که سه بار در این بخش اسکار گرفته است. او آخرین بار، ۲۵ سال پیش برای فیلم هانا و خواهرانش این جایزه را برده است.
آرون سورکین (مانی بال) برای دومین سال پیاپی نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شده که اتفاقی بسیار نادر است. او سال گذشته برای فیلم شبکه اجتماعی اسکار گرفت.
دیگر بخش‌ها
یک جدایی دومین فیلم ایرانی است که نامزد بهترین فیلم خارجی زبان اسکار می‌شود. در سال ۱۹۹۹ بچه‌های آسمان نامزد این جایزه شده بود. جدایی می‌تواند اولین فیلم ایرانی باشد که این اسکار را می‌برد.
• سومین سالی است که کمپانی پیکسار در بین نامزدهای بهترین انیمیشن فیلمی ندارد. قبلا در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵ نیز این اتفاق افتاده بود
تلما شون‌میکر (هوگو) که نامزد بهترین تدوین شده است، می‌تواند امسال در صورت بردن اسکار رکورد بیشترین برنده اسکار بهترین تدوین با چهار اسکار را به نام خودش ثبت کند.
جان ویلیامز (ماجراهای تن تن و اسب کارزار) برای ۴۱ و ۴۲ امین نامزد بهترین موسیقی متن اسکار شده است. او با رکورد مرحوم آلفرد نیومن (با ۴۳ نامزدی) فقط یک نامزدی اسکار فاصله دارد.
گرگ راسل (ترنسفومرز‌ها: تاریکی ماه) برای چهاردهمین بار برای بهترین میکس صدا نامزد اسکار شده در حالی که هنوز اینجایزه را بدست نیاورده است.
............................
منبع: هالیوود ریپور‌تر
چی شده آخه؟ به چی شک کردی؟ چیزی دیدی ازش؟ هان؟
نه،ندیدم....... بوشو میده { بغض میترکه}
( چهارشنبه سوری )
سه کمدی مهم امسال سینمای جهان: ساقدوش‌ها، روسای نفرت‌انگیز و دیوانه، احمق، عشق
امسال هم مثل سال‌های گذشته، فیلم‌های کمدی بازار خوبی در سینماهای آمریکا داشتند. چند تا از فیلم‌های پرفروش امسال، آثار کمدی بودند. فیلم‌هایی که برخی از آن‌ها با استقبال خوبی از سوی منتقدان هم روبه‌رو شدند. حالا به نظر می‌رسد کمدی‌ها هم دارند جای خود را در فضای انتقادی سینما باز می‌کنند. این یادداشت به سه تا از کمدی‌های مهم سال 2011 می‌پردازد که هر سه با استقبال مناسبی از سوی منتقدان روبه‌رو شدند.
رؤسای نفرت‌انگیز (سث گوردون) (***)
این کمدی بسیار مفرح، داستان سه کارمند در سه جای متفاوت را بیان می‌کند که هر کدام به شکلی از سوی رؤسای خود تحت فشارند. پس تصمیم می‌گیرند که رؤسای خود را بکشند و از شرشان خلاص شوند! ایده اولیه کارگردان در این باره که سه بازیگر کمتر شناخته شده (جیسون بیتمن البته از دو نفر دیگر شناخته‌شده‌تر است و بازیگر خیلی خوبی هم هست) را در نقش سه کارمند و سه ستاره را در نقش رؤسا و بالادستی‌های ماجرا قرار دهد، به خوبی در فیلم جواب داده است. به خصوص این که شیمی بازیگران اصلی به شکل جالبی خوب از کار در آمده است. اما نکته مهم‌تر این است که عوامل فیلم حد خودشان را به خوبی می‌دانند. «رؤسای نفرت‌انگیز» حرف خاصی نمی‌زند. ولی مهم این است که قرار هم نیست حرف خاصی بزند. کارگردان و فیلمنامه‌نویسان فیلم، حواسشان به این نکته است که با طرح داستانی که در اختیار دارند، نمی‌توانند مثلاً رازهای خلقت را بازگو کنند! پس سعی کرده‌اند تلفیق جالبی از الگوهای اصلی فیلم‌های کمدی و الگوهای آثار جنایی خلق کنند که اتفاقاً به خوبی هم با یکدیگر ترکیب شده‌اند. نتیجه فیلمی است که تماشای آن دلچسب و مفرح خواهد بود. البته نه فقط در مرتبه اول!
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/crazy-stupid-love-caffecinema.png
عشق احمقانه دیوانه (گلن فیکارا، جان رکوآ) (**)
سازندگان این فیلم کمدی – رمانتیک چند تا از اساسی‌ترین الگوهای این ژانر را برداشته و سعی کرده‌اند با اجرایی استاندارد از این ایده‌ها، فیلم را از ابتذالی که ممکن است به سادگی گریبانگیر آثار کمدی – رمانتیک شود، دور نگه دارند و باید اعتراف کرد که به خوبی در این کار موفق هم شده‌اند. دان فوگلمن (فیلمنامه‌نویس فیلم که او را بیشتر با فیلمنامه‌های انیمیشن از جمله «ماشین‌ها»، «بولت»، «TANGLED» و «ماشین‌ها 2» به یاد می‌آوریم) با هوشمندی چندین رابطه مثلثی بین شخصیت‌های فیلم برقرار کرده و به این شکل توانسته بین همه آن‌ها ارتباطی منطقی در فیلمنامه برقرار کند. اتفاقات و حوادث تصادفی فیلم هم در حد معقول ژانر هستند و ستارگان نسبتاً پر تعداد فیلم هم توانسته‌اند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. به خصوص رایان گاسلینگ که امسال نشان داد چه توانایی حیرت‌انگیزی در نقش‌آفرینی در طبف‌های مختلفی از نقش‌ها را دارد. مشکل فیلم این است که در برخی از دقایق نمی‌تواند بین روابط فراوانش تعادل برقرار کند. مثلاً فوگلمن از رابطه بین کال و کیت (معلم مدرسه پسر کال) که جذابیت زیادی دارد، خیلی سریع عبور می‌کند و در عوض روی رابطه رابی و جسیکا در حالی تمرکز می‌کند که به نظر می‌رسد این رابطه کشش چنین پرداختی را ندارد. با این حال ریتم مناسب فیلمنامه در اکثر دقایق و بازی مثل همیشه بانمک و خوب استیو کارل در نقش محوری فیلم، یک مرد میانسال که عملاً یکی از اضلاع تمام روابط مثلثی فیلم است، باعث نجات فیلم شده است.
ساقدوش‌ها (پل فیگ) (1/2*)
ایده‌های محصول جدید جاد آپاتوف و یارانش تا حد زیادی یادآور فیلم موفق «خماری» هستند. این شباهت‌ها تا جایی پیش رفته که حتی یک زن چاق با رفتارهای کم و بیش ابلهانه (مگان با بازی ملیسا مک‌کارتی) به تقلید از زاک گالیفیاناکیس در «خماری» در میان گروه زنان فیلم «ساقدوش‌ها»‌ حضور دارد. هر چند بر خلاف رفتارهای گالیفیاناکیس که در عین بلاهت، جذاب، خنده‌دار و البته کاملاً تأثیرگذار در روند فیلمنامه است (موفقیت اساسی گروه فیلم «خماری» در کسب 80 هزار دلار از لاس‌وگاس، به واسطه شخصیت آلن با بازی گالیفیاناکیس رقم می‌خورد. ضمن این که خیلی از مشکلات اساسی گروه هم با کارهای عجیب و غریب آلن به وجود می‌آیند)، کاراکتر مگان در «ساقدوش‌ها» نقش خاصی در پیشبرد فیلمنامه ندارد و رفتارهای او هم در بیشتر دقایق نه تنها خنده‌دار نیستند، بلکه عذاب‌آور و تحمیلی به نظر می‌رسند. اما به غیر از این دست مسائل و همچنین این نکته که «ساقدوش‌ها» فاقد آن خلاقیت‌های روایی است که باعث شده بود داستان قابل پیش‌بینی «خماری» به یک داستان بسیار جذاب تبدیل شود، فیلم اخیر جاد آپاتوف و یاران از نظر فیلمنامه‌ای هم می‌لنگد. قابل پیش‌بینی است که فیلم در انتها رفتار غریزی شخصیت اصلی‌اش، آنی، را به ذهن بی‌روح و حسابگر و پرادعای هلن ترجیح بدهد. احتمالاً همه ما هم موافق این نکته هستیم که بدون استفاده از غریزه و حس ششم و... و صرفاً‌ با تکیه بر عقل و حسابگری کارها دچار مشکل می‌شود. اما همه این‌ها دلیل بر این نیست که فیلمنامه‌‌نویسان فیلم (آنی مومولو و کریستن ویگ که نقش اصلی فیلم را هم بازی می‌کند) هیچ توجیه خاصی برای تغییر و تحولات انتهای فیلم نداشته باشند. در حالی که به نظر می‌رسد مقدمات مراسم عروسی بدون حضور آنی به خوبی و خوشی در حال فراهم شدن است، ناگهان بدون هیچ دلیل خاصی همه چیز به هم می‌ریزد و هلن ناگهان می‌فهمد که بدون آنی هیچ کاری از دست او برنمی‌آید و همه ناگهان از آنی عذرخواهی می‌کنند و ما هم لابد باید به طور ناگهانی باید قبول کنیم که حق به جانب آنی است. حتی اگر در طول فیلم خیلی این مسأله را حس نکرده باشیم!
زندگی با زنها مثل جهنم است اما بدون آنها هم نمیتوان زندگی کرد,بهترین راه این است که در هنگام خوشگذرانی اونها رو بکشی!
مهر هفتم/اینگمار برگمن

واكنش نامزدهای جوایز اسکار 2012 بعد از مطلع شدن از این خبر

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/Multimedia_pics_1385_10_Art_104.jpg
اعلام نامزدهاي نهايي هشتادوچهارمين دوره جوايز اسكار با واكنش جالب و متفاوت سينماگران سرشناس دنيا همراه بود.

«تام شراك»، رئيس آكادمي اسكار به همراه «جنيفر لاورنس»، بازيگر سرشناس هاليوود سه‌شنبه‌ شب فهرست نامزدهاي نهايي جوايز اسكار 2012 را درحالي اعلام كردند كه فيلم «هيوگو» ساخته مارتين اسكورسيزي در 11 بخش نامزد دريافت جايزه شده است.

آنچه در زير مي‌آيد واكنش نامزدهاي جوايز اسكار پس از اطلاع از نامزدي در معروف‌ترين جايزه سينمايي دنيا است:

** مارتين اسكورسيزي، نامزد بهترين كارگرداني (هيوگو)

هنگامي كه نامزدهاي جوايز اسكار اعلام مي‌شد اسكورسيزي در خانه‌اش در نيويورك خواب بود. تلفن منزل او به ندرت در ساعت يك بامداد آزاد است، اما او براي اطلاع از اعلام نامزدهاي جوايز اسكار منتظر تماس مدير برنامه‌هايش ماند تا مطلع شود كه فيلم «هيوگو» در 11 بخش نامزد شده است.

وي در اين‌باره گفت: «بسيار شگفت‌زده شدم، اما اين چيزي نيست كه بخواهي براي آن بسيار اميدوار باشي. من سعي مي‌كنم هيجانم را كنترل كنم.

اسكورسيزي ابراز اميدواري كرد كه نامزدي جوايز اسكار فروش فيلم «هيوگو» را افزايش دهد.

** گراهام كينگ، نامزد بهترين فيلم (هيوگو):

كينگ در اين باره گفت: من هنوز متعجب هستم كه فيلم «هيوگو» چگونه در جوايز بافتا نامزد 9 جايزه شد، اما در بخش بهترين فيلم كانديدا اعلام نشد، اما اكنون در جوايز اسكار نامزد بهترين فيلم شده است. شايد هيچكس متوجه اين ماجرا نشود. اين موفقيت يك كارگروهي بود كه به آن دست يافتيم.

** ويولا ديويس، نامزد بهترين بازيگر نقش اول زن (كمك):


دومين جايزه نامزدي اسكار بيش از اولين باري كه نامزد شدم حرفه مرا تحت تاثير قرار خواهد داد. صادقانه مي‌گويم نمي‌توانم براي بازگشت دوباره مقابل دوربين صبر كنم. من تمام جوايزي كه گرفته‌ام را دوست دارم و احساس غرور مي‌كنم. اما قرار نيست اين جوايز را با خودم به هر طرف ببرم. معمولا اغلب فيلم‌هايي كه از لحاظ فني خوب ساخته شده‌اند تحسين مي‌شوند و به فيلم‌هايي كه از عمق قلب‌مان ساخته مي‌شوند توجهي نمي‌شود.

** گلن كلوز، نامزد بهترين بازيگر نقش اول زن (آلبرت نوبز):

كلوز نيز در اين باره گفت: بسيار، بسيار خوشحالم. اما از اين بيشتر خوشحالم كه عوامل چهره‌پردازي اين فيلم نامزد جايزه اسكار شدند. چون كار آنها دقيقا متمايز از آن چيزي است كه در «هري‌پاتر» يا «بانوي آهنين» شاهد هستيم. اين يك اثر ميني‌ماليستي است.

** گري اولدمن، نامزد بهترين بازيگر نقش اول مرد (بندزن،خياط،سرباز،‌جاسوس):

اولدمن نيز در اين باره گفت: من براي اكران اين فيلم اكنون در برلين و درحال مصاحبه با يك روزنامه آلماني هستم. همكارم با چشماني اشك‌بار خبر نامزدي را به من اعلام كرد. من شخصا اين را پيش‌بيني نمي‌كردم؛ چراكه معتقدم در اين فيلم يك نقش معمولي را بازي كردم.

* استيون اسپيلبرگ، نامزد بهترين فيلم (اسب جنگي)، (كمك):

و اما اسپيلبرگ در اين باره گفت: بسيار هيجان‌زده هستم كه فيلم‌ام در چند بخش نامزد جوايز شده است. البته اين براي اولين‌بار است كه من تجربه نامزدي هم‌زمان در دو فيلم را در جوايز اسكار تجربه مي‌كنم. نامزدي يك فيلم افتخار است، اما نامزدي دو فيلم بسيار خوشحال كننده است. البته اين دستاورد متعلق به تمام همكاران من در كمپاني دريم‌ووركز است.

** ويم وندرس، نامزد بهترين مستند بلند (پينا):

وندرس نيز در اين باره گفت: نامزدي جايزه اسكار واقعا چيز عجيبي است. مخصوصا وقتي بدانيد ساخت اين فيلم به خاطر مرگ شخصيت اصلي فيلم متوقف شده بود، اما عوامل فيلم و خود من آن را تا جايي پيش برديم كه حالا باور نمي‌كنيم چنين كاري كرديم. اما من از تجربه سال 2000 كه با فيلم «باشگاه اجتماعي بونا ويستا» نامزد اسكار شدم و آن را نبردم، مي‌دانم كه نبايد زياد به آن دل بست.

** كريس ميلر، نامزد بهترين انيميشن بلند (گربه چكمه‌پوش):

ميلر نيز در اين باره گفت: اين بهترين اتفاقي است كه تاكنون براي من افتاده. واقعا غيرقابل باور است. من شب اعلام نامزدها از فشار استرس نتوانستم بخوابم. نامزدهاي اين بخش همگي عالي هستند و من تمامي آنها را دوست دارم. سال 2011 از لحاظ ساخت آثار انيميشن بسيار تحسين‌برانگيز بود. بسيار احساس غرور مي‌كنم كه يكي از نامزدهاي اين بخش هستم.

** جنيفر نيلسون، نامزد بهترين انيميشن بلند (پانداي كونگ‌فو كار2):

نيلسون نيز در اين باره گفت: هنوز از شنيدن خبر نامزدي جايزه اسكار در شوك هستم. اين افتخار بسيار بزرگي است. پيام‌هاي تبريك براي من هنوز ادامه دارد. شايد بسياري از مردم ندانند كه ما اين فيلم را با يك تيم 400 نفره ساختيم.

** بيل پوهلند، نامزد بهترين فيلم بلند (درخت زندگي):


پوهلند نيز در اين باره گفت: من درحال آماده كردن پسر هفت ساله‌ام بودم تا به مدرسه برود كه خبر نامزدي جايزه اسكار را شنيدم. بسيار هيجان‌زده هستم. اين اتفاقي است كه هميشه شما اميدواريد بيفتد. علاوه‌بر من، چهار نفر ديگر از جمله «براد پيت» تهيه كننده اين فيلم بودند و هنوز مشخص نيست آكادمي اسكار از كدام از يك ما تقدير خواهد كرد.

** مايكل دي لوسا، نامزد بهترين فيلم (ماني‌بال):


دي لوسا نيز در اين باره گفت: احساس من از نامزدي شش بخش جوايز اسكار مانند تيمي است كه در وقت‌هاي اضافه حريف خود را شكست مي‌دهد. اين يك افتخار بزرگ براي فيلم‌ ماست و اينكه در اين سطح به ما چنين توجهي شده يك افتخار براي ما محسوب مي‌شود. اما افسوس كه «بنت ميلر» در بخش بهترين كارگرداني نتوانست نامزد جايزه اسكار شود. در حالي كه او اين موفقيت را براي ما رقم زد. هر چند امسال كارگردانان بزرگي در عرصه سينما فيلم‌هاي خوب ساختند.

** جان لوگان، نامزد بهترين فيلم‌نامه اقتباسي (هيوگو):


اين فيلم‌نامه‌نويس سرشناس درحال بازنويسي فيلم‌نامه قسمت جديد «جيمزباند» بود كه هم‌زمان از تلويزيون اعلام نامزدهاي جوايز اسكار را پيگيري مي‌كرد. وي با بيان اينكه «هيوگو» داستاني مهربانانه دارد گفت: هاليوود عاشق اين است كه اسكورسيزي كه برايش بسيار ارزش قائل هستند در دنياي سينما فعاليت كند.

اعضاي آكادمي اسكار روز اول فوريه برگه‌هاي نهايي رأي‌گيري براي انتخاب برندگان جوايز اسكار را دريافت خواهند كرد.

طبق سنت هرساله آكادمي اسكار، مراسم ضيافت نهار با حضور نامزدهاي بخش‌هاي مختلف جوايز روز دوشنبه 6 فوريه برگزار خواهد شد و اعضاي آكادمي تا روز 21 فوريه فرصت خواهند داشت تا برگه‌هاي رأي را به آكامي بازگردانند.

مراسم اعطاي جوايز اسكار نيز روز 26 فوريه 2012 (ششم اسفند ماه) و همچون سال‌هاي گذشته در سالن تئاتر كداك لس‌آنجلس برگزار خواهد شد و از شبكه تلويزيوني ABC پخش مي‌شود.

امسال «بيلي كريستال»، مجري باسابقه آمريكايي مسووليت اجراي مراسم اعطاي جوايز را برعهده خواهد داشت.
-------------
منبع : ایسنا
بالاخره اسمش چی بود؟
اِلی!!!
الی یعنی چی؟الناز،الهام، المیرا.اسمش چی بود؟
{ سکوت}
خوبه والا، دختر مردم رو آوردین مسافرت، اسمشم نمی دونین!
( درباره الی)
گلدن گلوب چیست؟ اسکار چیست؟
جایزه گلدن گلوب ( Golden Globe Award) نام مجموعه جوایزی است که هرساله در ایالات متحده آمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا می‌گردد...

هر سال جوایز و تندیس‌های مختلفی در جشنواره‌های جهانی به فیلمسازان و سینماگران اهدا می‌شود كه به لحاظ اهمیت هنری می‌توان از جشنواره‌های كن فرانسه با نشان نخل طلا،‌ فستیوال برلین (خرس طلایی)،‌ جشنواره ونیز ایتالیا (شیر طلا) و ... نام برد، اما مراسم اسكار كه به صورت جشنواره برگزار نمی‌شود، بیش از 5000 داور به آثار رای می‌دهند و تنها نامزدهای اولیه و برگزیدگان‌اش در روزهای مختلفی اعلام می‌شوند، تندیسی به نام «اسكار» به برگزیدگانش اعطا می‌كند كه علاوه بر مطرح شدن برگزیدگان‌اش و تضمین آینده كاری آنها، سینماگران را در ادامه پرتوان مسیر صنعت ـ هنر سینما یاری بسیار می‌دهد.

از آنجا كه جایزه گلدن گلوب عموما بر توفیق فیلم‌های منتخب در مراسم اسكار تاثیر بسیاری می‌گذارد كسب این جایزه در بسیاری از موارد به كسب اسكار منتهی می‌شود.

جایزه گلدن گلوب ( Golden Globe Award) نام مجموعه جوایزی است که هرساله در ایالات متحده آمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا می‌گردد.

این جایزه برای اولین بار در سال 1944 به فیلم‌های تولیدی و محصولات تلویزیونی تعلق گرفت.

مهم‌ترین جایزه آکادمی با نام «بهترین فیلم» یکی از مهم‌ترین رقابت‌های فیلم‌سازان محسوب می‌شود. همچنین جایزه «یک عمر فعالیت هنری» یکی از مهم‌ترین جوایز گلدن گلوب است که هرسال به یکی از بزرگان عرصه سینما و تلویزیون آمریکا داده می‌شود.

این مراسم كه پرفروغ‌ترین مراسم سینمایی جهان به شمار می‌آید و توسط آكادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک آمریكا اعطا می‌شود به نوعی معروف‌ترین جایزه سینمایی جهان است.

جوایز اسكار كه می‌توان آن را مهم‌ترین و یكی از پربیننده‌ترین مراسم اعطای جایزه فیلم در جهان دانست، طی هشت دهه برگزاری همواره مورد توجه علاقه‌مندان سینما بوده است.

اولین مراسم اعطای جوایز اسكار روز ‌16 می ‌1929 در هتل «روزولت» هالیوود برگزار شد تا برترین‌های سال‌های ‌1927 و ‌1928 برای فعالیت‌های چشم‌گیر در سینما مورد تقدیر قرار بگیرند.

آكادمی اسكار از ‌5‌830 عضو تشكیل شده است كه با آرای خود، برندگان هرساله بخش‌های مختلف این جایزه معتبر را انتخاب می‌كنند. در این میان، بازیگران با ‌1311 نفر، بیشترین حضور را دارند.

نام رسمی مجسمه اسكار، «نشان لیاقت آكادمی» است كه یك تندیس طلایی بر روی یك پایه فلزی مشكی‌رنگ است كه ‌34 سانتی‌متر بلندی و ‌3/85 كیلوگرم وزن دارد. تا پیش از برگزاری دوره هشتادم اسكار، مجموعا ‌2‌687 جایزه‌ اسكار اعطا شده است و بیش از ‌290 بازیگر موفق به دریافت آن شده‌اند كه ‌141 تن از آنان هنوز در قید حیات هستند.

-------------
منبع : تابناک
استنسفیلد:زندگی رو دوست داری؟
ماتیلدا:آره
استنسفیلد:خوبه،چون وقتی می خوام جون یکیو ازش بگیرم،اگه بدونم زندگی براش ارزشی نداشته،هیچ لذتی نمی برم.
(LEON THE PROFESSIONAL)
همه چیز درباره ی مادرم(پدرو آلمودوار)
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/All_about_my_mother.jpg
دوستانم نگاه‌های غمگینی‌ دارند
دوستانم کابوس گذشته‌هاشان را می‌بینند
دوستانم همیشه پاسخ‌گو هستند
دوستانم برای حرف‌زدن اجازه می‌گیرند
دوستانم یک خط درمیان شعر می‌گویند
دوستانم با ترس سلام می‌دهند
دوستانم با اکراه دست دراز می‌کنند
دوستانم گریان به خانه باز می‌گردند
دوستانم صبح که از خواب بلند می‌شوند،خسته‌اند
دوستانم شب‌ها کارهای زیادی دارند
دوستانم لباس‌های زیبا می‌پوشند
دوستانم به زیبایی لباس‌هایشان را درمی‌آورند
دوستانم عاشق تاریکی‌اند
دوستانم از آینه متنفرند!
دوستانم در نوشتن خط‌های بالا تردید دارند
دوستانم گاهی به عمد اسم‌شان را فراموش می‌کنند
دوستانم هیچ‌وقت جایی را امضا نمی‌کنند
دوستانم برای خودشان امضایی هستند
دوستانم چه نیازی به اسم دارند!
کاغذ بی خط :
ببین من روزی ده بار می‌شورم می‌سابم می‌پزم … تو می‌تونی روزی ده بار بنویسی می‌شورم می‌سابم می‌پزم؟
نقد و بررسی فیلم
Beginners (مبتدی ها)
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/8.jpg
ژانر :کمدی، درام، عاشقانه
کارگردان :Mike Mills
نویسنده : Mike Mills
تاریخ اکران : جون 2011
زمان فیلم : 105 دقیقه
زبان :English
درجه سنی :R
بازیگران:
متبدی فیلمی که سعی کرده شیوه روایت از نگاه اول شخص را نه برای پوشاندن ضعفهای داستان بلکه در راستای رساندن درست پیام فیلم بکار گیرد. داستانی که از زاویه دید قهرمان فیلم، الیور (با بازی Ewan McGregor) روایت میشود، نه تنها در مورد رویدادهای زمان حال اوست، بلکه تکه هایی از دو دوره زمانی دیگر را نیز شامل میشود. هرچند از لحاظ تئوریک مفهوم فلاش بک و فلاش فوروارد (گریز به گذشته و آینده) باعث ایجاد پیچیدگی و گیج شدن تماشاگر میشود؛ ولی کارگردان اثر Mike Mills با دادن از سرنخ های قابل تشخیص توانسته است این پیچیدگی را به حداقل برساند. نتیجه کار تصویری تاثیرگذار از فردی آسیب دیده و سردرگم است که معنای عشق و تعهد را به درستی در نیافته و سعی دارد با دو رابطه جدیدی که در زندگی اش برقرار میکند، این دو مفهوم را عمیقاً درک کند.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/1.jpg
اگر رویدادهای ناخوشایند مردی38 ساله به نوعی بلوغ ذهنی یک مرد تعبیر شود، این فیلم جایی است که آن را به تصویر میکشد. الیور از لحاظ فیزیکی فردی بالغ ولی در بیان و کنترل احساساتش به خصوص در مقابل زنان ناتوان است. تا اینکه دو اتفاق وی را به سوی درکی واقع بینانه تر به زندگی سوق میدهد. مرگ پدرش، هال (با بازی Christopher Plummer) بخاطر سرطان و رابطه اش با آنا (با بازی Melanie Laurent) بازیگری فرانسوی با همان رفتارها خاص و تعهد در رابطه در مورد این قشر.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/2.jpg
الیور که در جریان فیلم گویی بالغ میشود، هال را فردی جالب میبیند که رابطه پدر فرزندی خوبی با وی نداشته است. هال در سن 75 سالگی وقتی همسرش را از دست میدهد، جلوی پسرش اعتراف میکند که همجنسگراست. چیزی که تا قبل از این تنها همسرش از آن با اطلاع بوده است. هال بعد از آن به سرعت دوست پسری برای خود پیدا میکند و روحیه اش بسیار عوض میشود بطوریکه رابطه با فرزندش را بهتر میکند. مرگ هال الیور را با سوالات بی پاسخ بسیاری رها میکند. بعد از آن با آنا آشنا میشود و بلافاصله با او احساس صمیمیت و نزدیکی میکند، اما حس انزاوایی درونی باعث میشود که این رابطه نیز پیش از جدی شدن، ناتمام رها شود.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/5.jpg
فیلمنامه Mills هوشمندانه، در جریان و در بعضی مواقع تا حدی کمدی ایست. طنز خفیفی که فیلم از تبدیل شدن به یک اثر خسته کننده نجات میدهد. بجز چند لحظه غیر معمول (مانند گذاشتن زیر نویس برای صحبتهای یک سگ)، باقی داستان نسبتاً سر راست است. مبتدیها تا حدی نیز فیلمی زندگی نامه است؛ شخصیت هال همان پدر Mills است و رابطه میان الیور و هال انعکاس دهنده ارتباط میان خود فیلمساز و پدرش است. مسائل رمانتیک میان الیور و آنا هم که به اندازه رابطه قبلی سرشار از احساس است، هرچند زایده تخیل Mills است ولی تاحدی مطابق با تجربه شخصی اوست.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/7.jpg
الیور و آنا به عنوان یک زوج شخصیتهای جالبی دارند. هردو افراد آسیب پذیری هستند که از همان ابتدا به شدت به هم علاقه مند میشوند. اولین برخوردشان در یک مهمانی است که در آن الیور با شمایل زیگموند فروید در آن ظاهر میشود و آنا مانند یک انسان لال رفتار میکند. سکانسی که میتوان آن را یکی بهترین صحنه های "عشق در نگاه اول" در سالهای اخیر دانست. سکانسی رمانتیک، خلاقانه که نشان میدهد این دو چگونه بدون دیالوگ کلامی با هم آشنا میشوند و رابطه شان را آغاز میکنند.
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2012/1/26/33.jpg
در ادامه Mills با بردن مدام تماشاگر به دوره های مختلف زندگی الیور، نحوه شناخت وی از خود و زندگی را نشان میدهد. روندی که تا بالغ شدنش در انتهای فیلم ادامه میابد. زندگی دوران کودکی و ارتباط با مادرش. صحنه هایی که برای اولین متوجه همجنسگرا بودن پدر و برقراری ارتباطی دوباره با وی. ابتلای پدر به سرطان و در نهایت رابطه اش با آنا (بدست آوردن او، از دست دادنش) و اینکه برای اولین بار متوجه اشتباهی که در زندگی اش کرده میشود، همه و همه تکیه های پازلی است که در ادامه داستان در کنار هم چیده میشوند.
مبتدیها داستانیست کوچک با قلبی بزرگ. شخصیت پردازی آن فوق العاده است ولی ایده آن چندان خلاقانه و ارژینال نیست. شاید به این خاطر که محیطی که الیور در آن قرار دارد جایی معمولی در جوامع مدرن امروزی است. و شاید به همین خاطر است که به سادگی میتوان با او ارتباط برقرار کرد. برای کسانی که به درامهای مبتنی بر شخصیت علاقه دارند، فیلم جذابیت بالایی دارد. تمرکز راوی داستان در بهتر نشان دادن شخصیتهاست تا توضیح محیط اطراف. زمان اکران فیلم در امریکا وسط تابستان و در میان انبوه فیلمهای حادثه ای و دنباله های پرفروش بود. فیلمی کم سر و صدا و عمیق که مخاطب میتواند با شخصیتهای آن ارتباط بهتری برقرار کند.
....................................
تهیه و ترجمه: سایت نقد فارسی

با تشکر از میل سندر گروه مارشال


برچسب‌ها: خبر سینمایی, اخبار سینمایی, سینما, فیلم های جشنواره فجر 89, جشنواره فجر و خبرها, فیلم ها و خبرها
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 23:13 ] [ رضا پورکریمان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انجمن نویسندگان هنری
امکانات وب
_________________________________ "برای عضویت در خبرنامه وب در کادر خالی اول نام و نام خانوادگی خود را بنویسید و در کادر خالی دوم ایمیل خود را بدون www. وادکنید _________________________________





Powered by WebGozar

  • قالب وبلاگ
  • رفتن